نوستالژی

شب چله رنگی با قصه‌های من و بابام و یلدا

مجموعه کتاب‌های «قصه‌های من و بابام» که حالا با سه دهه تاخیر و در پنجاهمین نوبت چاپ (که قابل توجه است) رنگی شده. با همراهی چلچراغی‌ها پرونده‌ای درباره این مجموعه قصه‌ها و رنگی شدنش در شماره ۶۸۹ #چلچراغ آماده کرده‌ام.

«یلدا» جشن درازترین شب سال نیست

«یلدا» جشن درازترین شب سال نیست

به اوج رسیدن تاریکی، یعنی پایان تاریکی نزدیک است. از فردا روشنایی بیشتر و بیشتر جان می‌گیرد و جهان را گرم‌تر می‌کند و خودش را می‌رساند به بهار.

جیشوها چگونه وارد سینما شدند؟

جیشوها چگونه وارد سینما شدند؟

حکایت الو گرفته‌هایی است که توی سینما و جاهای دیگر راه‌شان می‌دهند که «اینجا کمی آرام شود، واقعیت‌ها را ببیند، استحاله شود!»

یکمین برنامه «رادیو چل» را بشنوید

یکمین برنامه «رادیو چل» را بشنوید

یک برنامه با کلمه‌ها و موسیقی‌های پاییزی که نوستالژی‌بازی و شوخ‌طبعی را توامان دارد. جمعی از چلچراغی‌ها آن را اجرا کرده‌اند و مدت زمانش ۳۰ دقیقه است.

سه‌گانه «جیش، بوس،‌ لالا»

سه‌گانه «جیش، بوس،‌ لالا»

سهم بچه همسایه دست راستی ما وقت خواب «بوس» بود. سهم بچه همسایه دست چپی «لالا» بود. «جیش» ماجرا هم می‌افتاد گردن من!

ته‌مانده تابستان خود را چگونه بگذرانیم؟

ته‌مانده تابستان خود را چگونه بگذرانیم؟

دستورالممل‌های قضاقورتکی | هفته‌نامه «چلچراغ» ۶۳۰ | لااقل از همین چند روز باقی‌ مانده از تابستان استفاده بهینه کنید که فردا رفتید سر کلاس و از شما پرسیدند «تابستان خود را چگونه گذارندید؟!» عینهو ماست نگاه‌شان نکنید!