تولد

خداحافظ، دهه‌ی بی‌بخار بیست!

خداحافظ، دهه‌ی بی‌بخار بیست!

اینها کلمه‌های تولد من هستند. اینجا ردیفشان نکردم که تبریک بشنوم. این تولد برای من بیش ازتولدهای دیگر پای عدد و رقم را به ذهنم باز کرده و جابجایی‌های عددی بیشتری را احساس می‌کنم....

یک سال ماتینه

یک سال ماتینه

دیروز که تولد «ماتینه» بود فرصت نشد بنویسم. حالا سر و کارم به روز ۲۳ افتاده‌است. ۲۳ اردیبهشت، تا در کنار۲۳ خرداد و ۲۳ تیر سه‌گانه‌ی بیم و امید من در سال ۸۸ باشد....

بحران سال نو، که جانم فدای تو!

بحران سال نو، که جانم فدای تو!

حتما تایید می‌فرمایید که سال نو آغاز شده است. پس ما سال ۱۳۸۸ را آغاز کرده‌ایم. در حالیکه امروز ۳۰ اسفند ۱۳۸۷ است. یکی گفت: یکی بود، یکی نبود. این بود، آن نبود. آن...