شجریان دلخواه ما

از ویژگی‌های تطبیقی ما یکی آن است که از میانه ابهام و غبارآلودگی هم آنچه را که باید بیرون می‌کشیم و از آن لذت می‌بریم. ما زیبایی را از متن آن استخراج می‌کنیم. مثل کسی که سنگی قیمتی را از دل خاک یا گل بیرون بکشد.

امروز مستندی از شبکه افق سیما پخش شد با عنوان «شجریان، از سپیده تا فریاد» که از دیدنش لذت بردم! مستندی پریشان‌گو و کژ و مژ بود. اما دیدن گه‌گاه بزرگان موسیقی و شنیدن آثارشان در رسانه‌ای فراگیر لذتبخش است. هر چند که برای نقد یکسویه یا حتی تخطئه باشد.
نتیجه‌ دلخواه مستند را می‌شد از آغاز حدس زد. اما در رسیدن به همان نتیجه هم بی‌استعداد یا ناتوان بود. چنان که این نگارنده نفهمید که به نظر سازندگان این مستند آیا «هنر برای هنر» مطلوب است یا هنر برای مردم یا هنر مفید، یا چه؟!
وقتی فعالیت #محمدرضاشجریان در گروه چاووش و پس از انقلاب اسلامی مورد بررسی قرار می‌گیرد، شجریان در نگاه آنها هنرمندی مطلوب است. حتی از اعتراض‌های شجریان در دهه شصت، هفتاد و هشتاد هم با توجیه انتقاد به دولت، می‌گذرد.

انتشار آلبوم بیداد را با تصاویری از میرحسین موسوی و محمد خاتمی، همراه کرد. خاتمی که خودش هم به اعتراض وزارت فرهنگ و ارشاد را فرو گذاشت.
برای منتشر نشدن آلبوم «قاصدک» تصویر دولت هاشمی رفسنجانی را پیش کشید و از عبارت «دولت موسوم به سازندگی» استفاده کرد و گفت: هیچگاه دلیل مجوز ندادن به این آلبوم اعلام نشد.

مستند برای جلب اعتماد لازم بود در انتخاب کلمه‌هایی مثل موسوم و ربط‌دهی‌ها دقت به خرج می‌داد.
راوی مستند می‌گوید «شجریان ساز خودش را می‌زند و در دولت دوم خرداد آلبوم فریاد را به نشانه اعتراض منتشر می‌کند!»
در ادامه پریشان‌گویی به انتقاد روزنامه جمهوری اسلامی به حضور شجریان در برنامه تحویل سال ۱۳۷۲ اشاره کرد و این روزنامه را همسو با دولت هاشمی رفسنجانی معرفی کرد. در حالی که حتی در لحظه اکنون هم روزنامه جمهوری اسلامی رسانه‌ای حاکمیتی است.

مستند مایل است با نام یک هنرمند مغضوب نیشی هم به دولت‌های پیشین بزند و انتقادهای او را دولتی بنامد. کار به وقایع سال ۸۸ که می‌رسد، سازندگان دیگر نمی‌توانند بیانگری #شجریان را به سویی دیگر ببرند. از همینجا او را تخطئه می‌کنند. یکی از انتقادها به او در قالب این جمله است که «او اعتراض‌هایش را از طریق رسانه‌های خارجی پیگیری کرد» اما نمی‌گوید که «هرگز در داخل به او رسانه‌ای داده نشد که سخن بگوید.»

هر هنرمند جهان‌بینی دارد و وقایع را از آن منظر خود می‌نگرد. پسند هوادار یا ناهمراه اصالت ندارد. جهان اوست که اصالت دارد. اما به فرض که سخنان او در رسانه‌های خارجی اشتباه، نادقیق یا به تعبیر داریوش پیرنیاکان تند بود، باید پاسخی داده می‌شد که نشد.

در پایان شجریان را تلویحا به بازیچه شدن و فریب خوردن و حتی در بیان پیرنیاکان به لجبازی متهم کرد و گفت: کسی که در ابتدای انقلاب می‌خواند «تفنگم را بده تا ره بجویم» به «تفنگت را زمین بگذار رسید»
نمونه‌ای از پریشان‌گویی سازندگان که گویی توقع دارند در دوره تثبیت نظام سیاسی همچنان شجریان بخواند «تفنگم را بده تا ره بجویم»

مستند جایی از او به عنوان «سلبریتی رای‌ساز» یاد کرد و با تصویری از روحانی گفت: او بار دیگر وارد یک بازی سیاسی شد.
مستندسازان از خود نپرسیدند که اگر او موضع سیاسی نمی‌داشت آیا هرگز سپیده و آثار گروه چاووش خلق می‌شد؟ آیا نظرشان این است که اگر قرار است او موضعی بگیرد که ما نپسندیم، پس همان بهتر که از سیاست بگذرد؟
آیا مستندسازان خود با «شجریان، از سپیده تا فریاد» موضع سیاسی‌شان را آشکار نمی‌گویند؟!

پرتره «محمدرضا شجریان» l اثر «هادی حیدری»

مطالب مرتبط

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *