جناح خشکسالی، جناح سیل

آشغالای شمال، محاله یادم بره!
از بچگی یاد می‌گیریم جنگل واسه حیوانات نیست؛ واسه انساناته. مثلا وقتی بچه چیپس می‌خوره، باباش می‌گه: پوستشم بنداز اونجا بابا جان. گور پدرشون!
شهرداری‌های شهرهای شمالی هم با بهره‌گیری از همین آموزه‌های دوره بچگی، به زیردست‌ها می‌گن: زباله رو هم بنداز اونجا.
از معدود مواردی که مردم و مسئولا با هم تفاهم و همدلی و همکاری دارن، زباله ریختن توی جنگلای شماله.
اگه همینجور پیش بریم سال ۹۸ پوشش گیاهی جنگل‌های شمال از درخت‌های هیرکانی و سبزه و سوسن و گل، به زباله تغییر پیدا می‌کند.
سال جدید به‌جای صاف کردن افکار عمومی، فرمون فرهنگ‌سازی رو بگیرین اونور؛ با چنین متنی «مسئول گرامی! در جنگل تخلیه نکن!»
مردم چهار تا دونه زباله پرت می‌کنن، فکر می‌کنن سهم‌شون رو از مملکت گرفتن! اما مسئولا کامیون کامیون زباله توی جنگل‌های شمال تخلیه می‌کنن. آخه کارخونه بازیافت و این ننربازی‌ها خرج داره. وقتی می‌شه خرج نکرد، واسه چی باید خرج کرد؟!

آب نداریم، سیل داریم
سال ۹۷ داشتیم همفکری می‌کردیم آب نداریم بخوریم، سیل اومد همه رو برد. نتیجه گرفتن دلیلش همفکری ما بوده. قدغن شد!
دیدین سیاست‌ کشور بین اصلاح‌طلب‌ها و اصولگراها دست به دست می‌شه؟ محیط زیست هم بین خشکسالی و سیل دست به دست می‌شه. (البته بلانسبت جناح‌های سیاسی) به این حالت می‌گن: «تنوع اقلیمی!» توی سیاست هم می‌گن «فضای باز سیاسی»
نتیجه می‌گیریم باید اونقدر سیل بیاد، که محکم شه!
اجنبی‌ها ابرایی که سال‌های احمدی‌نژادی دزدیدن رو احتمالا ول دادن، که مملکت رو آب ببره. اما می‌دونید مملکت رو آب ببره، مسئولای کشور رو خواب؟ نمی‌بره! درست گفتین. آفرین!
سال ۹۸ هم احتمالا دچار پدیده «ابر ول‌دهی» باشیم به این سمت.
اونایی که از بچگی تو نقاشی‌هاشون خزر و خلیج پارس رو می‌چسبوندن به هم، ابرا که اومدن بهترین فرصته سوراخ وسط کویر لوت رو ببندن، کشور رو آبگیری کنن و خلاص. اینجوری دریاچه ارومیه که هیچ، کویر لوت هم از خشکیدگی نجات پیدا می‌کنه. اصلا مسئولای ما استاد تبدیل کردن تهدید – تحدید به فرصتن. خیلی ساده‌ است براشون!
کشور که دریا شد، اسمش رو می‌ذاریم «خلیج خزر» اونوقت اگه کسی بخواد بگه «خلیج عربی» روسیه شاکی می‌شه. روسیه هم بخواد خلیج‌خوری کنه، عرب‌ها نمی‌ذارن. ما هم که استراحت می‌کنیم.
پرنده‌های مهاجر هم پرواز می‌کنن، میان به کشور ما، مشکل گرونی گوشت هم حل می‌‌شه!

خزر، Cut & Paste
اگه اجنبی‌ها ابرهای ما رو همچنان بلوکه کنن و ول ندن اینور، احتمالا سال ۹۸ همون آب خزر رو می‌ریزن اونجا که سوخته. یعنی جاهایی از کشور که از گرما سوخته.
فقط ما آخر نفهمیدیم چرا اینجوریه؟ اونجا که آب به شکل جوی و رود مجانی خودش منتقل می‌شه، روش سد می‌سازن که منتقل نشه. اونجا که آبش منتقل نمی‌شه لوله‌کاری می‌کنن که منتقل بشه.
اصلا اینجوری بهتره. سهم‌مون از دریای خزر رو بیاریم وسط کشور، که کشورهای دیگه، بالا نکشن.
اینم از فانتزی‌های بعضیاست که کویر جنگل بشه که احتمالا برن درختاشو قطع کنن، ویلا بسازن!
کویرزدایی بشه، آهنگایی با موضوع کویر هم ممنوعه می‌شن!

تالاب انزلی، جرمه
خوشبختانه بعد از میلیون‌ها سال که آب‌ها توی کره زمین همینجوری واسه خودشون ول بودن، ما فهمیدیم که خیلی غلطه. آب باید پشت سد باشه. واسه همین سالی که ما چند تا سد نسازیم، برمی‌گردیم اون سالو از اول شروع می‌کنیم!
سال ۹۷ خبر رسید که سد لاسک هم قرار است احداث بشه که بساط تالاب انزلی رو، که چیز بیخود و زائد توی طبیعته، بیاریم. اصلا تالاب انزلی جرم‌زاست. باعث می‌شه پرنده‌ها بیان اونجا، یه عده شکارچی هم مجبور شن برن، شکار. بعدم با محیط‌بان درگیر شن، بزنن ناکارش کنن. اگه تالاب نباشه، دیگه این اتفاق‌ها هم نمیفته!
کمی هم از جنگل‌های هیرکانی که قدمت میلیون ساله دارد و دیگه مستهلک شده خشک بشه که فضا داشته باشیم واسه ویلا ساختن.
بالای درخت که نمی‌شه زندگی کرد. اما توی ویلا هم می‌شه هم زندگی هم، هم کارای دیگه!

سدسازها از شعار «هر شهروند یک رسانه»خوش‌شون اومده، می‌گن «هر شهروند، یک رسانه، یک سد!»
قراره است حتی روی جوب‌ها و نهرها هم سد احداث بشه. کلا هر جا که آبی ازش بیاد، قراره بسته بشه. با داروخانه‌ها هم هماهنگی شده!

یکی از کارشناس‌ها گفت: نگران آب نباشین، هی سد بزنین. آب در گردش که باشه، برمی‌گرده سر جای اولش. مثل پوله که دولت حقوق می‌ده، فرداش با چهار تا قبض آب و برق و گاز و جریمه، برمی‌گرده به خزانه دولت!

حفاظت گورخرانه از گوسفند
سالی که گذشت فهمیدیم گورخر بی‌جنبه است. چند تا از نیروهای کاردان و متخصص رفتن ازشون حفاظت کنند، ولی گورها مردند!
این هم شد گور؟! اینقدر بی‌درک؟ گوری که با حفاظت بمیره، با حمله می‌خواد چیکار کنه؟!
اصلا گورخری که با حفاظت می‌میره، همون بهتر که بمیره. اصلا گور پدر گور!
یه عده هم جای اینکه طرف همنوع خودشون رو بگیرن و از مامورها حمایت کنن، جوری طرف گورها رو گرفتن که خود گورخرها از هم اینجوری دفاع نمی‌کنن.
حفاظت از حیوانات در حال انقراض سال ۹۸ هم ادامه پیدا می‌کنه. احتمالا گوسفند و گاو هم برن توی فهرست موجودات در حال انقراض. ما اشتهامون عصبی شده، صبحانه و ناهار و شام داریم گوسفند می‌زنیم تو رگ.
گوسفند هم واسه ما آدم شده! به خواب نمی‌دید واسه‌اش صف وایسیم.

کویر رو آسفالت کنیم از مهر
سال ۹۸ احتمالا دچار کمبود آسفالت بشیم. شاید بخوایم کویرها و بیابون‌ها رو آسفالت کنیم. واسه این کار هم کسی بهتر از قالیباف نیست.
سال ۹۷ دکترای کشور تصمیم گرفتن کویر و بیابون‌ها رو مالچ بپاشن که ریزگرد رو غافلگیر کنن. سال ۹۸ باید یه دور از اول کتاب‌های جغرافیا و علوم ابتدایی رو بخونن و امتحان بدن؛ که بفهمن باد شن و ماسه کویر و بیابون رو بلند نمی‌کنه، بفرسته تو حلق مردم. ریزگرد، خاک رودخونه‌ها و تالاب‌های خشک شده است؛ هی مالچ نپاش تو کویر. اگه کتابا رو نخونن، یه بار برای همیشه آسفالت‌شون کنیم. کویرها رو!
روی همکاری بین کشورهای گرد و خاک‌دار هم حساب نکنین. همکاری‌ توی خاورمیانه قرتی‌بازیه. عمرا ایران و عراق و افغانستان وارد این کارهای بی‌شرمانه نمی‌شن.

جانور! حرف نزن
سال ۹۷ چند نفر از کار و حرفای سیاسی خسته شدن، تصمیم گرفتن بزنن به دل کوه و دشت و بیابون که دیگه هیچ حرفی نشنون. حتی با جک و جانورها همزبون شدن.
چند نفر دیدن، باورشون نشد. گفتن حتما ریگی به کفش دارن.
بردن‌شون واسه ریگ‌زدایی از کفش. این شد که دستگیرشده‌ها فکر کردن اصلا ترک همه چیز بکنن. ترک حیوانات و انسانات و همه چی. رفتن گوشه خلوت گرفتن و با خودشون حرف زدن. حدیث نفس گفتن. خب چون هیچ آدم عاقلی با خودش حرف نمی‌زنه، بازم گذرشون به کارگاه ریگ‌زدایی افتاد. اونجا بود که تصمیم گرفتن همون برن کار سیاسی بکنن، خطرش کمتره!
نه که انتخابات هم داریم، به حضورشون نیاز داریم!

پایین ابر، خبرهاییه
معمولا هر وقت گرونی می‌شه، رییس‌جمهورها دوس دارن حرف‌های علمی و هیجان‌انگیز بزنن که از آلام مردم بکاهن.
سال ۹۷ آقا روحانی از نگاه بی‌شرمانه ابرها به پایین خودشون خبر داد. نه این که نگاه کردن به پایین اشکال داشته باشه. اینکه ابر بر اساس پایینش تصمیم بگیره بباره یا نباره، بده! ما که آدمیم تصمیم‌گیری‌هامون در مناطق بالایی که بهش مغز می‌گن انجام می‌شه. شایدم مغز ابر اون پایین باشه!
خیلی‌ها هم خندیدن که آقا روحانی حرف بانمک زده.
ولی ثابت شده که اگه پایین، درخت باشه، ابر سهمیه بیشتری می‌ترکه! معمولا توی گرونی مردم شاکی‌ان، رییس‌جمهورها بگن ماست سفیده هم، جوک می‌سازن و می‌گن: اینا الکی می‌گن! باور نکنین.
وگرنه نگاه کردن به پایین و دزدیده شدن ابر، کاملا ثابت شده است.
سال ۹۸ از این حرف‌های علمی زیاد می‌شنویم!

سال نشست‌های عمیق!
سالی که گذشت در کنار نشست‌های داخلی و خارجی، تهران، دشت ورامین و پیشوا، و بقیه دشت‌های کشور هم نشست کردن!
تهران هر سال ۲۵ سانتیمتر نشست می‌کنه. اگه الان خونه شما طبقه چهارم باشه، در افق ۱۴۲۰ شما طبقه دوم زندگی می‌کنین. اشتباه نرید توی خونه مردم!
واسه تهران خیلی هم خوبه. شایدم فکر بکر مسئولانه. دیدن توی تهران دراز دراز ساختن و رفتن، حالا توی افق ۱۴۲۰ تهران همه برج‌ها یک طبقه می‌شن. بقیه‌اش نشست می‌کنه توی زمین.
حالا کی بوده که هر سال نشست زمین رو اندازه‌گیری کرده؟! چه بیکاره اون!

خاک‌دزدی با جارو برقی
فقط ابرهامون نیست که می‌دزدن. همین نشست کردن زمین چیه؟ یه جور خاک‌دزدی! انگار اونور کره زمین جارو برقی کار گذاشته‌ان، که خاک ما رو هم می‌کشه اونور.
پس تا قبل از اینکه زمین نشست کنه و خاک‌مون رو بدزدن، خودمون بفروشیم، لااقل پولش دست‌مون رو بگیره.
بعد هم چون دیگه خاک نداریم، آقا روحانی گفته توی تایلند زمین اجاره می‌کنیم برای برنجکاری. چرا ما حتی وقتی می‌خوایم کار جدی هم بکنیم، گذرمون میفته به تایلند!
*

کلانتری و تانکش
عیسی کلانتری آدم باوجدانیه و زود از کاراش پشیمون می‌شه. جوری که خودش رو به توپ می‌بنده!
به این صورت که مجوز سد لاسک رو می‌ده. بعد از چند سال متوجه می‌شه «ئه! این بود؟!» با نشریه‌ها مصاحبه می‌کنه و با تانک از روی خودش رد می‌شه. بعد می‌گه: مجوز بعد!
چند تا مصاحبه بدهکاره واسه مجوزهایی که قبلا داده که می‌مونه واسه سال ۹۸.
*

محیط زیستِ بودار
سال ۹۷ محیط زیست ایران بودار شد. بقیه اتفاق‌ها که تکراری بودن. فقط بودار نشده بود قضیه که شد. معلوم هم نشد تقصیر کیه!
تهرانی‌ها درسته که یه نشونی به آدم نمی‌دن، ولی واقعا مقاوم و وفادارن. تهران زلزله داره، ریزگرد داره، آلودگی هوا داره، الان دیگه بو هم داره، ولی بازم پاش نشسته‌ان. یاد زوج موفقی میفتم که هی همو کتک می‌زدن و ۳۷ بار می‌خواستن طلاق بگیرن، ولی نگرفتن!
*

موسیقی کشاورزی
زاینده‌رود چند روز آبدار شد واسه کشاورزها. عده‌ای سوء استفاده کردن و بساط موسیقی و آواز به پا کردن!
کشاورزها فهمیدن هر وقت صدای ساز و آواز بیاد، کشاورزی اونا هم رونق می‌گیره! سال ۹۸ می‌خوان از کنسرت‌ها حمایت کنن!

ماهنامه طنز و کارتون «خط‌‌خطی»، فروردین ۹۷، شماره ۹۳ و ۹۴

مطالب مرتبط

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *