پارگی مسری چند ورق کاغذ!

– آی‌ی‌ی‌ی‌ی… واااااااای… مُردم!
+ چه خبرته اینقدر شلوغ کردی؟!
– پاره شدم! مگه نمی‌بینی؟!
+ خیلی بی‌تربیتی. مگه نمی‌دونی این حرف سانسوریه؟ خیلی حرفت زشت بود!
– حالا هر چی بود که اتفاق افتاده!
+ ئه! تویی؟ برنامه ششم توسعه! چی شدی؟ چرا پاره شدی؟! سازمان ملل رفته بودی؟! اصلا نشناختمت!
– الان که کسی رو با خودشون نمی‌برن. اون موقع هم که یه هواپیما پر می‌بردن، واسه ما جا نبود.
+ پس چی شدی؟! بشین اینجا، ببینم می‌شه چسبوندت یا نه!
– این قاضی‌پور من رو پاره کرد. اون هم کجا؟ توی مجلس! جلوی چشم همه!
+ ئه! شنیده بودم که در حوزه صنایع دستی، کارش خوبه. ولی نه دیگه تا این حد. شاید داره تمرین می کنه واسه ریاست جمهوری؟ آخه یکی از شرایطش تسلط به پاره پوره دیدن قطعنامه سازمان ملل و اینجور چیزهاست. قبلا تست شده.
– فکر کنم پارگی، مسری باشه. صد بار گفتم این قطعنامه‌های سازمان ملل رو که پاره کردن، ببرین یه جای دیگه. اینجوری تن همه باید بلرزه!
تازه می‌گفت «این برنامه طفلک مقصر نیست که حالا قراره پاره بشه. طراحش…» که دیگه دکتر عارف به سکوت دعوتش کرد. خوب شد شد عارف توی مجلسه.
+ تازه نمی‌خواست پاره کنه و اینجوری شدی؟!
– خدا کنه بره سازمان ملل منشور سازمان ملل و قطعنامه پاره کنه. تولیدات داخلی رو چرا آخه؟!
+ حالا بشین یه کم چسب بریزم، بخور، حالت جا بیاد!
– مگه من دیگه برنامه می‌شم؟! پاره نشده بودیم که شدیم!

هفته‌نامه چلچراغ | شماره ۶۹۳

مطالب مرتبط

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *