چگونه نامزد انتخابات را شناسایی کنیم؟

من آمده‌ام/ وای وای/ من آمده‌ام

دستورالممل‌های قضاقورتکی ۵۷

نزدیک انتخابات همه‌چیز بد قاطی پاطی می‌شود. مخصوصا که ورزشکار، بازیگر، مجری، خواننده، شادروان، بچه فینقیلی و کلا همه نامزد انتخابات شده‌اند، شاید نفهمید این چیز میزها که چسبیده به دیوار، پوستر فیلم است یا پوسترهای دلبرانه یا پوستر انتخاباتی یا اعلامیه ترحیم!
بنابراین چگونه بفهمید؟ با نشانه‌شناسی:

۱-سواری دادن
تا دیروز سر خیابان بال بال می‌زدید که یک نفر سوارتان کند. اما تا انتخابات هر ساعت از شبانه‌روز شونصد ماشین جلو پای شما ترمز می‌کند که راننده‌های شیکی دارند.
حالا هی بگو «می‌خوام پیاده‌روی کنم. منم یه عابرم، عبورمو ببخش!» کیه که گوش بده؟! دست و پای شما را گرفته و داخل ماشین پرت می‌کنند. ساماندهی سیستم حمل و نقل جمعی نیست. قضیه انتخاباتی است! ایشان هم یک نامزد است. عبورشو ببخش!

۲-لبخندهای شیربرنجی
هر طرف سر می‌چرخانید عده‌ای لبخندی می‌زنند که ممکن است از زندگی سیر شوید. او فقط عید به عید لبخندکی می‌زند، حالا ۲۴ ساعته نیشش تا بناگوش باز است. طبق اطلاع تا قبل از انتخاب شدن باید همه‌اش را مصرف کند!

۳-حرف‌های ناناز
مگر اینکه هر چهار سال یکبار انتخاباتی باشد که حرف‌های ناناز بشنوید. وگرنه کل چهار سال که در هر کوی و برزن احوال‌پرسی با اجداد و نیاکان رونق فراوان دارد! حرف ناناز زدن از ویژگی‌های بارز نامزد انتخاباتی است.

۴-گردگیری شده
تا دیروز فوت می‌کردی به کتش، ریزگرد کل تهران را می‌گرفت، حالا گرد و خاکش را گرفته‌اند. ایشان هم بعله!

۵-دق‌مرگی
تا دیروز کل اخبار و اتفاق‌ها را دایورت می‌کرد به سواحل آبی؛ ولی حالا از همه جایش دغدغه می‌زند بیرون! جرات دارید به او بگویید: غصه نخور، درست می‌شه.
با پشت دست چنان به دهان اندرتان می‌زند، که غرق خون همی‌شوید. روزگار نامزدی است نازنین!

۶-بوسیدگی
رکوردی از ماچ و بوسه به‌جا می‌گذارد که رضازاده هم با دوپینگ به‌جا نگذاشت. رکوردی که گینس هم در برابر عظمتش زانو می‌زند. به یکی دو تا قانع نیست و تا صورت شما را تف‌مالی نکند، که قول رای بگیرد، بی‌خیال نمی‌شود!

۷-طی‌الارض
«طی‌الارض» می‌کند مثل پیرمرد کارتون توشیشان. در هر مجلس ختم، تشییع یک موت محترم، قهوه‌خانه‌ها، جشن تولد، ختنه‌سوران، عروسی، حنابندون و پاتختی (ویژه بانوان) رویت می‌شوند. (حتی در یک لحظه در چند جا!) بعدها برای سرکشی به حوزه انتخابیه لازم می‌شود!

۸-به خورد جماعت دادن
اگر شکم‌تان گاهی قار و قور کرد یعنی هنوز تنور انتخابات گرم نشده. گرم بشود، عمرا قار و قور کند. چون هر لحظه شبانه‌روز چند جا صبحانه، شام، ناهار، چاشت نیمروز، عصرانه، شبانه و… می‌ریزند توی حلق‌تان. آنقدر قضایا بودار می‌شود که در خانه، پدر محترم هم که صدا بزند «عزیزم! بیا ناهار نوش جان کن» باید شصت‌تان خبردار شود که بابای شما هم بعله و کلا چشم‌تان روشن!

۹-عکس‌های بی‌شرمانه
ته فیگور و ژست را در آورده از بس عکس گرفته. حتی ژست‌هایی هم اختراع کرده که عرق شرم از جبین شما شره می‌کند. دوره نامزدی همین است دیگر. چه برای انتخابات، چه برای زندگی مشترک!

۱۰-سیب‌زمینی پراکنی
به‌جای نمک‌فروش، سبزی‌فروش، پنبه‌زن، نون‌خشکه‌ای، میوه‌فروش، غزل‌فروش و … «سیب‌زمینی فروش» همه جا ووج می‌زند که با قیمت ارزان در حد مفت تقدیم‌ می‌کنند. سیب‌زمینی یکی از میوه‌های انتخاباتی در کشور ماست! ساده نباشید بگویید «وای، چه باانصاف!»

۱۱-حرف‌های شخمی – تخیلی
حرف‌هایی می‌زند که در فیلم‌ها و داستان‌های تخیلی هم عمرا بشنوید. مکتب جدید در سینما و ادبیات تخیلی کجا بود؟! شاید او یک نامزد انتخاباتی باشد!

۱۲-نه به دهانش نیست
اگر بگویید «بپر» پرواز می‌کنند. بگویید «سینه‌خیر» برو می‌روند. کلا «نه» توی آن دهان نیست. نه اینکه کم رو باشند. بعد از انتخاب آنقدر «نه» استعمال می‌کند که توازن برقرار شود!

۱۳-مصرف پماد سوختگی – ساختگی
«آخی‌ی‌ی‌ی‌ی» گفتن بعضی‌ها در روزهای معمولی شاید نشانه دل‌نازکی و رمانتیک بودن باشد؛ اما تا اسفند نشانه نامزدی انتخابات است! آنها نه فقط دل‌شان، که همه جای‌شان، برای همه چیز می‌سوزد. مصرف پمادهای ضدسوختگی در این فصل افزایش می‌یابد.

۱۴-از خواب و خوراک افتادن
از خواب و خوراک و اسب افتاده، اما از اصل نیفتاده. عاشق نشده، یاس فلسفی ندارد، انرژی هسته‌ای هم قرار نیست در آشپزخانه‌شان تولید کند. درد نامزدی کشیده است که مپرس!

منتشر شده در
هفته‌نامه «چلچراغ» | ۱۹ دی ۱۳۹۴ | شماره ۶۴۷

مطالب مرتبط

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *