سه‌گانه «جیش، بوس،‌ لالا»

سهم بچه همسایه دست راستی ما وقت خواب «بوس» بود.
سهم بچه همسایه دست چپی ما «لالا» بود. «جیش» ماجرا هم می‌افتاد گردن من!

وقتی ما بچه بودیم، از این قرتی‌بازی‌های همسایه دست راستی نداشتیم که می‌گفتن «پسرم! بیا بوس بده، برو لالا کن»
ولی مثل همسایه دست چپی هم نبودیم که «لالا»ی بچه‌اش خرکی بود. ما در خوابیدن هم اعتدال داشتیم!

همسایه دست چپی ما توی بهترین حالت می‌گفت «الهی بی‌مادر شی! برو بخواب!»
* اگه بچه خیره بود و نمی‌خوابید، بهش می‌گفتن: «برو بکپ!»
* اگه چشم‌سفید بود و همچنان نمی‌خوابید، بهش می‌گفتن: «برو کپه مرگتو بذار»
* اگه روش سنگ پا قزوین بود و نمی‌خوابید، بهش می‌گفتن «برو سر برندار کن»
* اگه دیگه واقعا خیلی «بچه پر رو» بود و نمی‌رفت بخوابه، دو جمله قبل رو در هم ادغام می‌کردن و بهش می‌گفتن: «برو کپه سربرندار کن وامونده!»
* اگه خیره بود و تنش می‌خارید و نمی‌رفت، می‌زدن تو سرش که بخوابه!

اونوقت می‌گفتن «چرا جاتو خیس کردی؟!» نمی‌دونستن اونور دیوار چه خبره و من چیا می‌شنوم که!

پی‌آمد:
هر بچه‌ای یه موقع چنان اون روی بزرگترها رو بالا میاره که بالاخره یه شب بهش می‌گن: «برو بکپ!» حتی همسایه اگه دست راستی باشه! شما چطور؟! 😀

مطالب مرتبط

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *