رییس‌جمهور چگونه سخنرانی کند که همه کیفور شوند؟!

40cheragh628دستورالممل‌های قضاقورتکی ۴۱

این آقای رییس‌جمهور شده است مایه «پساندن دل‌های عمومی» یک‌چیزی در مایه‌ همان «تشویش اذهان عمومی» خودمان.
(لغت‌نامه «حداد»: منظور از «عمومی» اصولگرایان هستند و دیگران «عموم» حساب نمی‌شوند!)
این دستورالعمل فقط برای رییس جمهور فعلی کاربرد ندارد. همه مردم ایران چون قابلیت، استعداد و اشتیاق رییس‌جمهور شدن دارند، می‌توانند این دستورالعمل را استعمال کنند.
تبصره: «محسن رضایی» چون رای‌نیاورترین نامزد انتخابات ریاست جمهوری است، از شمول این دستورالعمل خارج است!

۱-دست از سر آناتومی مردم بر دارد
رییس جمهور ترجیحا بی‌خیال این بشود که هی بگوید فلانی مثل «دست» است، فلانی مثل «چشم» است. فلان‌جا مثل «زبان» است. بهمان‌جا مثل «پا»ست.
خوب شاید یک نفر یا یک جایی دلش نخواهد مردم بدانند که مثل کجای بدن است. شاید روی‌شان نشود. اصلا شاید زشت باشد!
رییس دولت قبل هم اگر به آناتومی پیله کرده بود، به آناتومی لولو و خارجی‌ها پیله کرده بود، نه آناتومی خودمان!
الان هم که دوره «بینامتنیت» و «بین‌رشته‌ای» و این چیزهاست. در بعضی از ممالک دنیا به آن می‌گویند «هر کی هر کی». یعنی هر کی هر کاری از دستش برمی‌آید، انجام بدهد. مثلا گاهی ممکن است یک نفر به‌جای پا، با دست‌هایش راه برود. یا حتی به جای زبانش، خیلی شاعرانه‌طور چشم‌هایش با شما حرف بزند. یا به جای دست، با پا کلید برق را بزند. بنابراین منم – تویی نکند که کی، کجای بدن است. قباحت دارد!

۲-قشنگ حرف زدن را بی‌خیال بشود
رییس‌جمهور وظیفه‌اش قشنگ حرف زدن نیست. لفظ قلم حرف نزند. حتی اگر اسباب خنده و تفریح مردم بشود هم اشکالی ندارد. وقتی رییس‌جمهور خادم مردم است، بالاخره در شادکردن مردم هم باید تلاش کند. نمونه‌اش را داشتیم که عرض می‌کنم‌ها!
مثل آقای «بیب‌ب‌ب‌ب‌ب» رییس‌جمهور اسبق شعر معر نخواند که جهان فکر کند آدم لطیفی است که بخواهد دست دوستی دراز کند، بی‌تربیت!

۳-اینقدر پز تخصصش را ندهد
رییس‌جمهور اینقدر تخصصش را را توی چشم رقبا نکند. چشم رقبا مستقیم به دل‌شان متصل است و ممکن است موجب دلواپسی بشود. مثلا هی نگوید «من حقوق‌دان هستم». به جای این حرف‌ها شعر «یکی قطره باران ز ابری چکید» را بخواند که «خجل شد چو پهنای دریا بدید» این همه میلیون دکتر و مهندس و متخصص فرد اعلا داریم؛ ایشان مثل همان یک قطره از دریای دکتر – مهندس‌های مملکت است. حالا اگر رییس دولت قبل می‌گفت «من خودم از نخبگان هستم» فرق می‌کرد. چون ما خیلی زیاد نخبه نداریم. بلکه همان یکی بوده باشد فقط!

۴-وعده سرخرمن هم بدهد
رقبای آقای رییس‌جمهور، وعده سر خرمن خیلی دوست دارند. فکر نکنید که خودشان عالم بی‌عملند. خودشان «کمپانی وعده» را «سرخرمن» افتتاح کرده بودند. رییس جمهور هی وعده بدهد. مهم این است که بگوید، نه آنکه ببوید. حتی اگر نفت باشد!
رقبا عدد و رقم و آمار هم خیلی دوست دارند. بنابراین رییس‌جمهور همیشه یک مشت عدد بدهد، عدد بدهد، عدد بدهد، که رقبا بروند چند روزی سرشان گرم باشد. بالاخره برای رقبای بی‌کار هم باید اشتغالزایی کرد دیگر!

۵-روی دست «ویل دورانت» بلند شود
رییس‌جمهور باید آنقدر به تاریخ جهان مسلط باشد که بتواند جفت پا برود روی اعصاب ملل و تمدن‌های شرق و غرب اسکی کند. باید سخنرانی‌ او قدرت صاف‌کنندگی داشته باشد. فرق نمی‌کند چه چیزی را صاف کند. بدهی، تاریخ، سازمان مدیریت، یا هر چه.
باید بتواند با یک سخنرانی سر هولوکاست، انقلاب کبیر فرانسه، جنگ‌های جهانی، کشف قاره آمریکا و اینجور وقایع را گرد کند!

۶-زبان بدنش را هم کوتاه کند
حواس‌تان به زبان بدن‌تان هم باشد. مخصوصا در تابستان که آستین‌ها کوتاه می‌شود و لباس‌های دیگر هم دچار کوتاهی می‌شوند، یک وقت زبان بدن‌تان حرفی نزند که فلفل لازم بشود.
متاسفانه از کودکی این امکان وجود ندارد که اگر زبان بدن، حرف ناجوری زد، فلفل ریخت روی زبان بدن!
رقبا مدام زبان بدن رییس‌جمهور را هم چک می‌کنند که بفهمند کجای بدنش چه می‌گوید! آقای رییس‌جمهور ترجیحا از سمت راست بدنش بیشتر استفاده کند. درباره چشم راست و چپ ندارد. هر دو چشم کلا راست حساب می‌شوند!

۷-کمی از رییس دولت قبل یاد بگیرید
رییس دولت قبل یک جوری بود که اصلا انگار بود. یعنی سخنرانی می‌کرد بدون این که آب توی دل کسی تکان بخورد. کلمه‌هایش عین قرص آرامبخش بود. ببیند رییس دولت نهم و پس از نهم چطوری سخنرانی می‌کرد، به کجای چه موجوداتی کار داشت؛ همان‌ها را بگوید.

۸-ترجیحا سخنرانی نکند
این شیوه یک جوری است که عمرا هیچ بنی‌بشری نمی‌تواند پیله کند به سخنرانی رییس‌جمهور. «سکوت هم که سرشار از ناگفته‌هاست» توی آن سکوت‌تان هر حرفی دل‌تان می‌خواهد بزنید. هر چه دست و چشم و گوش و زبان هم دل‌تان می‌خواهد بریزید توی دل‌تان که عین دریاست. فقط مواظب حامیان محیط زیست باشید!
نگران نباشید که حرف‌تان به گوش مردم نمی‌رسد. صدا و سیما مثل «زبان» است. سیر تا پیاز حرف شما را به گوش مردم می‌رساند. یعنی در دولت قبل که اینجوری بود!

منتشر شده در
هفته‌نامه «چلچراغ» | ۷ شهریور ۱۳۹۴ | شماره ۶۲۸

مطالب مرتبط

۲ دیدگاه‌

  1. مسعود گفت:

    دورودى از شهر زیبا مینسک به شما. چرا اسم موج ردایوتون گذاشتین رادیو چهل؟؟

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *