خنگی و باهوشی یک آدم پسون‌پسامدرن!

tab-to-computer

آدم می‌تونه در لحظه هم گیج باشه، هم مخ!
می‌تونه در لحظه و با یک کار مشخص، هم دیگران رو به خودش امیدوار کنه، هم ناامید!
مثلا امشب از خودم هم خوشم اومد، هم لجم گرفت!
اینکه توی یک دستگاه یه چیزی رو کپی کنی و توی دستگاه دیگه paste کنی، توقع هم داشته باشی این چیز میزها (دیتا) روی هوا از اون دستگاه به این دستگاه منتقل بشه، میشه به خودت بگی گیج، می‌تونی بگی مخ!

داستان از این قراره که می‌خواستم موسیقی رو از داخل تبلت به رایانه منتقل کنم. توی تبلت موسیقی رو انتخاب و copy کردم، توی رایانه خواستم paste کنم که دیدم این گزینه اصلا فعال نیست. تعجب کردم. گفتم: من که کپی کردم. پس چرا paste فعال نیست؟

دوباره توی تبلت گزینه copy رو زدم، رفتم توی رایانه راست کلیک کردم و باز هم دیدم گزینه‌ی paste فعال نیست.
«نچ» کردم و «اَی بابا» گفتم و دوباره توی تبلت copy و توی رایانه خواستم paste کنم که همچنان غیرفعال بود.
بعد که فهمیدم چه توقعی داشته‌ام حس «خود استیوجابز پنداری» به من دست داد. هم از خودم متنفر شده بودم، هم عاشق خودم شده بودم!

می‌دونید؟! بین سنت و مدرنتیه گیر نکرده‌ام که. بین مدرنیته و پسامدرنیته گیر کرده‌ام.
یه همچین آدم مدرن و پسامدرن و پسون‌پسامدرنی هستم من!

مطالب مرتبط

۱ دیدگاه

  1. رضا گفت:

    خیلی قشنگ بود و مقداری هم مفید

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *