راه‌های آسان توافق فدراسیون فوتبال و صدا و سیما

دستورالممل‌های قضاقورتکی ۱۲

توافق کردن کار سختی نیست. دو طرف کمی شل بگیرند، کار حل است. اما جایی که پای پول وسط باشد، خون جلو چشم آدمیزاد را می‌گیرد و شل کردن کار سختی است. از آنجا که فدراسیون فوتبال و صدا و سیما میلی به شل کردن ندارند، چند دستورالعمل آسان و خیلی به درد بخور نوشته‌ام که جنگ و جدال ختم به خیر شود.
البته این جدال نشانه پویایی و شادابی جامعه ماست!

۱-قرشمال‌بازی
صد سال مذاکره و دیپلماسی و زبان خوش به اندازه سی ثانیه قرشمال‌بازی تاثیر ندارد.
همین امروز بروید در یک اداره و قرشمال‌بازی در بیاورید، از ثانیه ۳۱ خدمات‌رسانی به شما آغاز می‌شود.
صدا و سیما با آنتن و فدراسیون با راه ندادن دوربین‌ها قرشمال‌بازی کنند، ببینیم زور کدام یک بیشتر است؟!

۲- واگذاری فدراسیون فوتبال به صدا و سیما
ببینید در فیلم‌های صدا و سیما دنیا چقدر قشنگ است. همه‌ی آدم بدها خوب می‌شوند. آدم خوب‌ها برنده و پیروز می‌شوند. بی‌حجاب‌ها باحجاب می‌شوند. تیم‌ آدم خوب‌ها قهرمان می‌شود و…
در خبرها و گزارش‌ها هم که خودتان می‌بینید برعکس همه دنیا که بدبخت و بیچاره شده‌اند، ما همه خوبیم.
پس فدراسیون را بدهند به صدا و سیما که خودش بازی برگزار کند و خودش پخش کند و خلاصه هر گلی زده به سر خودش زده، به سر فدراسیون هم بزند. البته صدا و سیما می‌دانید که یه دونه گل نمی‌زنه، دونه گل نمی‌زنه، سه دونه گل نمی‌زنه، N دونه گل نمی‌زنه، چی می‌زنه؟ گلستان!

۳- برعکس! (در واقع واگذاری صدا و سیما به فدراسیون فوتبال)
وقتی مصرف رشته فوتبال اینقدر بالاست چرا رسانه میلی به دادن یک شبکه به فدراسیون ندارد؟ خوب بدهند دستش دیگر.
شاید بگویید که این دستورالعمل که اتفاقا خیلی معقول است و قضاقورتکی نیست. بله همه جای دنیا همین است؛ ولی اینجا قضاقورتکی و نشدنی است. ما کلا یک تافته جدابافته‌ای هستیم که مپرس.

۴-فیرپلی کنید، راحت
ما که تجربه بازی‌های فیرپلی و جوانمردانه داریم، چرا کشاکش؟ چرا کش و قوس؟ ما که در این نوع بازی‌ استادیم. کلا مساوی تمام می‌شود که دو طرف راضی باشند. بازی است دیگر؛ واقعی که نیست.

۵- واردات کنیم
ما هزاری هم این فوتبال را (با شعر و شعاری ملس ملی یا با کش و قوس‌های اینچنانی و آنچنانی) بومی کنیم باز هم ذات این ورزش پدرسوخته انگلیسی است. پس همان بهتر درش را تخته کنیم و برویم سمت واردات که مشکل از بیخ حل شود. اسم دیگرش “تنظیم بازار” است. بازار که تنظیم شد، فدراسیون خودش می‌آید “آنتن‌بوسی”

۶- برعکس! (صادرات کنیم)
برنامه‌های خوب این ماهواره پدرسوخته اول همینجا بیخ گوش خودمان تولید می‌شده. محل بز بهشان نگذاشته‌اند، آنها هم برده‌اند در آن ماهواره لاکردار. صدا و سیما بعد فهمیده چه کلاه تنگی از سرش رفته. دو تا بازی لیگ ایران از شبکه‌های بی‌تربیت ماهواره پخش بشود، صدا و سیما خودش می‌آید به لیگ‌بوسی!

۷-به اینترنت گاز بدهند
پخش اینترنتی بازی‌ها بهتر نیست؟! فقط این سرعت اینترنت را ببرند بالا. اگر فکر می‌کنید که این دستورالعمل ماهی گرفتن از آب گل‌آلود است، کاملا درست حدس زده‌اید.

۸-جرینگی ما را بدهند
دو طرف سر پول بیشتر دعوا دارند، تماشاچی هم کشک. به نظرم از پول تبلیغات تلویزیون و دور زمین، سهم ما را جرینگی بدهند، ما نه فقط بی‌خیال فوتبال دیدن می‌شویم، بلکه بی‌خیال تلویزیون می‌شویم. چون با آن همه پول بیکار که نیستیم بنشینیم پای تلویزیون و مسابقه فوتبال.

۹- آرامش برای کش و قوس
صدا و سیما برای اینکه بتواند در مدت زمان دلخواه و در آرامش به کش و قوس خودش با فدراسیون فوتبال ادامه بدهد، یک گزارش درباره ناامنی در آمریکا و همچنین دعوای سابقه‌دار فدراسیون فوتبال آمریکا با صدا و سیمای آمریکا پخش کند.
اینجوری تماشاچی‌ها نه فقط فکر نمی‌کنند که اینجور اتفاق‌ها فقط برای ماست، بلکه احساس غربزدگی می‌کنند و خیال‌شان راحت می‌شود.

۱۰-زور بالا سرانه!
تاریخ نشان می‌دهد هر وقت به ما تهاجم شده اختلافات جناحی و اسیدی و ریالی و دلواپسانه‌مان را کنار گذاشته‌ایم. حالا در این عرصه نرم هم اینجوری است. کلا بعضی‌ها باید زور بالای سرشان باشد! دو سه تا شبکه ماهواره‌ای دو سه تا آکادمی و مستند پخش کنند، اتحاد نرم در کشور ایجاد می‌شود.

۱۱-از زبان، استفاده‌های بهتری بکنیم
به نظرم گزارش زبان به زبان هم در این وانفسای پخش نکردن بازی‌ها خوب است.
اصلا همین تلویزیون مگر پدیده غربی نیست؟ ما باید از این فرصت استفاده کنیم و از رسانه اصیل و آبا و اجدادی زبان استفاده کنیم.
من که زبان را خیلی دوست دارم. چه شیرینی زبان، چه همین زبان که یکی از برادرانم می‌گفت از حلقت می‌کشم بیرون.

۱۲- فحش بدهید
فحش دادن تاثیرات سازنده زیادی دارد. مثلا جگر فحش دهنده را حال می‌آورد. ایجاد امید و انگیزه می‌کند. در فحش‌خور تردید ایجاد می‌کند. اگر فحش‌خور محجوب باشد، فرار می‌کند و کلی آثار خوب دیگر.
من نمی‌دانم کی به کی است؟ بنابراین در این مثلث فدراسیون، صدا و سیما و تماشاچی خود دانند که چه کسی به آن دو ضلع دیگر فحش بدهد که مشکل سریع‌تر حل بشود. البته تماشاچی‌ها یک پیشینه فرهنگی هم در این زمینه دارند.

۱۳- اسیدپاشی
من نمی‌دانم فرمول اسیدپاشی در این جریانات چیست و اصلا اسید این وسط چکار می‌کند. اما چون بعضی‌ها اسید را درمان همه معضلات و مشکلات می‌دانند، ما هم گفتیم. صحت و سقم آن ادعا هم به گردن مدعیان!

۱۴-بزرگنمایی نکنید
این دستورالعمل آخر برای تماشاچی‌هاست. کلا هیچ معضلی را نباید بزرگنمایی کرد. چون معضل که معضل نیست. اما بزرگنمایی و هی نق زدن و اعتراض کردن معضل است. بنابراین یک مدت VHSهای فوتبال دهه‌های قبل و لوح فشرده جام جهانی قبلی را ببینید تا ببینیم دستورالعمل بعدی چیست.

منتشر شده در
هفته‌نامه «چلچراغ» | ۱۷ آبان ۱۳۹۳ | شماره ۵۹۱

در چلچراغ تا دستورالممل یازدهم جا شد.

مطالب مرتبط

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *