موبایل‌های باران‌زا

۱

امروز که بارون اومد، دو گروه خیلی حال کردن. کشاورزها و بعضی از جوان‌های موبایل‌باز!
همونقدر که بارون برای کشاورزها حیاتی بود، برای موبایل‌بازها هم حیاتی بود.

– کشاورز: خدا رو شکر. زمین‌ها تشنه بودن. می‌دونی چقدر زحمت کشیدم؟ چقدر پول بذر دادم.
+ جوان: به‌موقع بود. غصه‌ام بود که بارون نمی‌باره. آخه دو میلیون پول موبایل داده‌ام.

– مگه با آب کار می‌کنه؟
+ نه! ضد آب و ضد گرد و خاکه؛ نمی‌بارید ضرر می‌کردم. به نظرم کار کمپانی‌ سازنده‌شه.

– پس نه! کار کمپانی رقیبشه که اینو ساخته.
+ بارون رو میگم. می‌دونن اگه بارون نباره، گوشی‌هاشون باد می‌کنه.
ببار آسمون! بلکه به خاطر این گوشی‌های ضدآب، خشکسالی هم تموم بشه.
فقط اگه یه دونه از اون توفان‌هایی که هواشناسی نتونست پیش‌بینی کنه هم بیاد، پولی که واسه‌اش داده‌ام حروم نمیشه!

– بارون بیاد که دیگه گرد و خاک نمیشه. این گوشی رو باید یا ضد آب بسازن، یا ضد گرد و خاک.
+ نه پدرجان. اونا می‌دونن کشور ما چهار فصله و همه چیز داره. برای تست گرد و خاکش میرم سیستان و بلوچستان.

۲

نسل‌های قبلی زیر بارون خیابون‌گردی و کوچه – باغ‌گردی می‌کردن.
نسل‌های جدیدتر زیر بارون فیسبوک‌گردی و گوگل‌پلاس‌گردی می‌کنن و می‌خونن:
زیر باران باید رفت
لایک باید کرد، لایک!

چرا که سر و کله‌ی «موبایل‌های ضد آب» پیدا شده.

۳

کامبیز تمام روز زیر بارون فیسبوک و گوگل‌پلاس و جاهای دیگه‌اش رو چک می‌کرد.
هر چی بهش گفتن «زیر بارون جای این کارهاست؟»
گفت: «پولشو داده‌ام آخه!»

پی‌آمد:
۱- فیلتر نکن بابا. منظور از جاهای دیگه‌ی، مجازیه. یکی – دو تا که نیستن.
۲- اینکه طرف اسمش «کامبیز»ه فقط به این دلیله که بی‌عقله. وگرنه اگر عاقل بود حتما اسمش محمد یا علی بود. بلکه محمدعلی. مثل خودم 😉

مطالب مرتبط

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *