فحش‌های مجاز، برای روزهای جام جهانی!

ما تا چند روز پیش فکر می‌کردیم فحش دادن کار خیلی بدی است. ناگهان یک حادثه‌ی تاریخی یعنی بازی ایران – آرژانیتن ما را از غفلت درآورد. فهمیدیم فحش مثل «زهرمار» است. هم کشنده است، هم شفابخش.
مثلا اگر پس از بازی ایران – آرژانتین فحش نمی‌دادیم، روی دلمان می‌ماند. یا خودمان را ناکار می‌کردیم یا در آینده‌ای نه چندان دور داور را! فحش در این برهه‌ی تاریخی شفابخش بود!
اصلا بعضی وقت‌ها بدون فحش کار راه نمی‌افتد. نه کار فحش‌دهنده، نه کار فحش خورنده. بعضی ها خودشان، تن‌شان می‌خارد و دوست دارند فحش بخورند. مثل داور بازی ایران – آرژانتین.
فحش یک جاهایی آدم را خنک می‌کند. مثل آب در رادیاتور است که موتور را خنک می‌کند. قدیمی‌ها گفته‌اند «فحش باد هواست.» یعنی همانطور که بادِ هوا خیلی چیزها را خنک می‌کند، ما را هم خنک می‌کند.
پس ما از این به بعد نمی‌گوییم فحش ندهید. بدهید، اما بی در و پیکر ندهید.
می‌شود یک جوری فحش داد که فرهنگ و تمدن‌مان هم حفظ بشود. به این وضعیت می‌گویند برد – برد یا «فحش‌های دوسر طلا»
باید یک مرکزی مثل فرهنگستان زبان و ادبیات فارسی تشکیل بشود و «فحش‌های دو سر طلا» به مردم پیشنهاد بدهد. اسمش هم بشود «مرکز فحش‌گزینی». خود فرهنگستان هم خیلی فعال است. پیش‌بینی می‌کنم در دو – سه نشست، ملت را فحش‌باران کنند.

فعلا برای شروع، چند «فحش دو سر طلا» را پیشنهاد می‌دهم که فعلا برای جام جهانی و بازی‌های تیم ملی ایران دست‌تان خالی نباشد و کارتان راه بیفتد.
فحش دو سر طلا: کلمه، ترکیب، عبارت یا جمله‌ای است که از نظر دهنده، فحش است؛ اما از نظر گیرنده نه فقط فحش نیست بلکه خیلی هم کلمه‌ی خوبی است.
فایده‌ی این فحش این است که دهنده را خنک می‌کند و جگرش را حال می‌آورد. گیرنده هم خوشش می‌آید.
با استفاده از فحش‌های پیشنهادی بدون آسیب به فرهنگ و تمدن‌تان خنک شوید:

پدر آمرزیده: این ترکیب ربط به پدر گیرنده‌ی فحش دارد. گیرنده از اینکه او برای پدرش آرزوی آمرزش و مغفرت الهی کرده است، خوشش می‌آید.
مثال: آخه پدر آمرزیده این وضع داوری کردنه؟

مردحسابی: او فکر می‌کند فحش‌دهنده در چه فرهنگ غنی رشد کرده است که به جای اینکه خانواده‌ی من را مورد عنایت قرار بدهد به من می‌گوید «مرد حسابی! این که نشد داوری!»

عزیز من: فحش‌خور فکر می‌کند فحش دهنده خیلی محبت دارد و حتی حس ازدواج به او دست می‌دهد. ولی کیست که نداند در ادامه‌ی «عزیز من…» چه فحش‌های آبداری نهفته است؟!
مثلا «عزیز من! عوضی، همه‌کس کش…»

پفیوز: ما می‌دانیم فحش است. اما خارجی ها فکر می‌کند تلاش ما برای حفظ نسل یوزهای ایرانی است!

نامرد: متاسفانه در خارج بین مرد و زن تفاوتی قایل نمی‌شوند. وقتی به یک کسی بگویید نامرد، معنی‌اش می‌شود «زن». آنها «زن» را فحش نمی‌دانند. ولی در کشور ما خیلی‌ها «زن» را فحش می‌دانند. فحش هم نباید به محیط‌های ورزشی راه پیدا کند!
در داخل مرزهای کشور اگر به کسی بگویید «نامرد» دست کم می‌گوید: «نامرد هفت کسته!»

حیوان: متاسفانه در خارج از کشور برای حیوانات اهمیت قایل می‌شوند. پس اگر به کسی بگویید حیوان، فحش نیست. ولی اگر جرات دارید در داخل کشور به کسی بگویید «حیوان»، هفت پشت‌تان را می‌آورد جلو چشم‌تان!

آشغال: در ممالک غرب «آشغال» را ثروت می‌دانند و بازیافت می‌کنند. به آن می‌گویند «طلای سیاه». با خیال راحت می‌توانید بگویید: هووووی آشغااااال!

فحش‌های بومی و محلی: فحش‌هایی مثل اوشگول، اسگل، اکبیری و لندهور ترجمه‌ناپذیرند. یا مثلا «شلغم». نمی‌فهمد که یعنی چه! فقط اگر طرف بفهمد یک جوابی به «شلغم» می‌دهد خیلی زشت. چقدر مردم بی‌تربیت و بی جنبه‌اند!

کله‌ی پدرت: فحش‌ها معمولا به نقاط دیگر بدن حواله می‌شود. در دنیا «کله» حرف زشتی نیست. البته هموطنان ما بهتر می‌دانند «کله‌ی پدرت» از فحش دادن درباره‌ی جاهای دیگر بدن چقدر رکیک‌تر است.

لیبرال، سکولار: در خارج نمی‌فهمند سکولار و لیبرال چقدر زشت است. حتی خودشان با افتخار می‌گویند ما لیبرالیم، سکولاریم.
اما وقتی در کشور ما به کسی می‌گویند «مرتیکه‌ی لیبرال» یا «زنیکه‌ی سکولار» از صد تا فحش خار – مادر و برادر – پدر هم زشت‌تر است.

خس و خاشاک: از فحش‌های جدید است. در اتفاق‌های بعد از انتخابات سال ۸۸ یک نفر به چند میلیون نفر گفت: خس و خاشاک. آنها هم در پاسخ گفتند: آن خس و خاشاک تویی!

فتنه‌گر: گوینده به نیت فحش می‌گوید «فتنه‌گر». فحش‌خور از آن استقبال می‌کند. به «لیونل مسی» بگویید «فتنه‌گر ورزشی»

ایرانشناس: وقتی «ریچارد فرای» ایران‌شناس آمریکایی فوت کرد ما فهمیدیم ایران‌شناس بودن خیلی زشت است و خدا نکند آدم ایران‌شناس باشد. آدم شلغم باشد، اکبیری باشد، اما ایران‌شناس نباشد. به راحتی به طرف مقابل بگویید: برو «ایران‌شناس» یک حالی می‌کند.

ریچارد فرای: حتی خورد «ریچارد فرای» بودن هم فحش است!

دسته تبر، دسته هونگ، دسته بیل، گوشت‌کوب: این ابزارها معنای بسیار زشتی دارند. اما خارجی‌ها به آنها به چشم چند تا شی بی‌جان نگاه می‌کنند. حالی‌شان نمی‌شود.
شیر سماور و لوله‌ی اگزوز هم در همین دسته جا می‌گیرد!

روشنفکر، اصلاح‌طلب: بعضی‌ها چنان به دیگران می‌گویند «روشنفکر» که انگار… استغفرالله! متاسفانه این اصطلاح‌ها در خارج معنای بدی ندارند. به طرف بگویید روشنفکر، خیلی هم خوشش می‌آید، شما هم خنک می‌شوید!

مطالب مرتبط

۲۰ دیدگاه‌

  1. کیمیا گفت:

    من که میگم اگه رئیس جمهوری برگرده به مردمی که بهش رای ندادن و اون رایشونو دزدیده فحش بده که چرا خفه نمیشن تا اون ۴ سال دیگه هم به خراب کردن مملکت ادامه بده،خیلی فرق میکنه با رییس جمهوری که داره درجهت شعارهای انتخاباتیش تلاش می کنه و حداقل همه می دونن که با رای مردم انتخاب شده وبه کسانی که دارن تلاش می کنن (مث زمان خاتمی) مانعش بشن ،یادآوری کنه چی هستن.
    من که ازآقای روحانی به شخصه برای گفتن اون حرفا متشکرم.

  2. مهدی گفت:

    خس و خاشاک: از فحش‌های جدید است. در اتفاق‌های بعد از انتخابات سال ۸۸ یک نفر به چند میلیون نفر گفت: خس و خاشاک. آنها هم در پاسخ گفتند: آن خس و خاشاک تویی!

    من خودم اون روز میدان ولیعصر بودم
    دکتر احمدی نژاد فقط گفت چهل میلیون ایرانی رای دادن و فقط یه عده ای خس و خاشاک می خوان اوضاع رو خراب کنن (قریب به مضمون)
    انصاف و ایمان چیز خوبیه

    • با هر تعداد شرکت‌کننده و با هر تعداد معترض ایشان این تعبیر را به کار برده.
      چه با نگاه اسلامی چه با نگاه شهروندی و برمبنای دموکراسی ایشان حق نداشت به معترضان توهین کند. هر چند تعدادشان کم باشد. تعداد کم هم مجوزی برای توهین نیست.

      • مهدی گفت:

        البته ادب رئیس جمهور فعلا مجبورید جای نماد ادب تون میرحسین موسوی تحمل کنید رو هم دیدیم
        به جهنم
        ترسو
        بزدل
        بی کار
        متوهم
        بیسواد و کم سواد
        مزدور

        خدایی ادب از سر و روی امثال شما و رئیس جمهورتون می باره
        خلایق هر چه لایق

  3. mahtab گفت:

    زیبا ست و جدید
    و البته که شیرین

  4. مهتاب سعادت گفت:

    چرا شکرستان هم هفته قبل تموم شد هم محمدیان هم گرجی خدافظی کردن
    خیلی هم بی سر و صدا اونام ثانیه های آخر بود که گفتن شکرستان دیگه پخش نمیشه
    ولی منم نمیدونم بجاش قراره چیکار کنند

    من فکر میکردم بانی برنامه شکرستان هم شمای

  5. مهتاب سعادت گفت:

    فامیلش شعشعانیه یا شهشهانی؟
    مجری بدی هم نیست ولی من خیلی کم صداش رو توی راه شب رادیو ایران و یمدت خیلی کم رادیو ورزش شنیدم

    ولی آقای مومنی
    بنظر من اتفاق بسیار ناگواری افتاده برای چایی شیرین

    • «شعشعانی» هستند.
      خوب البته که من «چایی شیرین» رو دوست داشتم. البته برنامه‌ی بهتر می‌خواستم باشه، که نبود به هر دلیل.
      اما اگر هر کس جوشش و رویش داشته باشه، از تمام شدن یک داستان نمی‌ترسه. داستان تازه‌ای رو شروع می‌کنه.

      سهراب سپهری میگه:
      یک نفر دیشب مرد
      و هنوز نان گندم خوب است
      و هنوز آب می‌ریزد پایین، اسب‌ها می‌نوشند
      قطره‌ها در جریان
      برف بر دوش سکوت
      و زمان روی ستون فقرات گل یاس

  6. مهتاب سعادت گفت:

    آقای مومنی ببخشیدا شکرستان چی؟

  7. مهتاب سعادت گفت:

    وای اشک منو شما دراوردی چرااااااااااااااااا نوشتی قراره چایی شیرین به گروه دیگری سپرده بشه … آخه اینطوری بد میشه

    برنامتون که خوب بود

    فکرشو نمیکردم چایی شیرین بدون شما ادامه داشته باشه
    مجریاش مال خود شبکه فرهنگن یا …

    آقا یعنی چی آخه

    • بله من نیستم
      یک ماه قبل اعلام کردند که ساعت پخش از ۱۰ تا ۱۱ صبح به ۱۷ تا ۱۸ عصر تغییر می‌کنه.
      من هم برای این زمان نمی‌تونستم سر برنامه باشم و هم اینکه عنوان «چایی شیرین» رو برای صبح مناسب می‌دونم نه برای عصر.
      بنابراین گزینه‌ی تغییر آمد روی میز.
      مجری جدید خانم «ویدا شعشعانی» است.
      تهیه‌کننده هم آقای «محمدحسینی ارجمند»

  8. م.س گفت:

    آقای مومنی یعنی شما دیگه با چایی شیرین نیستی؟؟؟

    واقعا که

    نه هفته قبل فقط ثانیه های آخر برنامتون زنده دلان گفت که من نیستم دیگه (یعنی فقط زنده دلان) نگفتین که شمام نیستین … نگفتین کلا تغییر میکنه

    پس امروز ساعت ۱۷ برنامه دست همکارانتونن بوده؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟
    آخه چرا
    خسته شدی؟

    آقا یعنی چی واقعا که
    من فکر کردم فقط مجری قراره تغییر کنه نمیدونستم شمام نمیای دیگه
    حالا دست کی هست من امروز پنجشنبه برنامه رو نشنیدم
    شما که میدونی دست کیه؟
    مجریش کیه؟

    • بله من نیستم
      یک ماه قبل اعلام کردند که ساعت پخش از ۱۰ تا ۱۱ صبح به ۱۷ تا ۱۸ عصر تغییر می‌کنه.
      من هم برای این زمان نمی‌تونستم سر برنامه باشم و هم اینکه عنوان «چایی شیرین» رو برای صبح مناسب می‌دونم نه برای عصر.
      بنابراین گزینه‌ی تغییر آمد روی میز.
      مجری جدید خانم «ویدا شعشعانی» است.
      تهیه‌کننده هم آقای «محمدحسینی ارجمند»

  9. م.س گفت:

    بنظر من هم فحاشی کردن و فحش های مجاز خیلی تز جالبیه باید حمایت کرد اتفاقا بعضی وقتها خیلی لازمه حتی برای پسرهایی که فوتبال نگاه میکنن میتونه یکجور سپر بلا باشه یوقت سکته نکنن!

    اما باید بررسی بشه که آیا فقط از دست جماعت خارجی شما عصبی میشید یا ممکنه از بچه های خودی هم کفری بشید؟
    آیا بهتر نیست بجای اینکه روی فحشهایی برای اجناس خارجی سرمایه گذاری کنیم از فحشهایی برای موجودات (جنسهای ایرانی) استفاده کنیم؟؟؟

    این شبیه مراسم مارک گذاری خواهد بود برای اجناس داخلی و خارجی!

    من حامی و اسپانسر این طرح هستم ولی بنظر من باید تحقیقات فراوانی بازم صورت بگیره و همکاری بسیار بسیار صمیمانه فرهنگستان و سایر مراکز رو واقعا به یاری میطلبه

    برای اجناس داخلی من اینهارو پیشنهاد میدم ناگفته نماند که اینها فقط محض مثال است و اعتبار دیگری ندارد – دارد :

    آخه مشنگ حواست کجاست؟
    تو چی میگی این وسط؟
    با اون موهات
    کاش تعویض بشی
    کاش همون انگلیس میموندی
    خداوکیلی کی تورو برد برزیل؟
    ۳۰ ساله تو کجا بودی
    برو همونجا که بودی
    با اون دماغت
    یچیز بخور نمیری

    اینها چون جمله هم هستن اتفاقا بیشتر بیننده رو تخلیه ی روانی میکنه و برای آرام کردن ببیننده بنظرم جواب میده

    اما برای اجناس خارجی باز فحشی شبیه ( مفت خور الدوله ) رو پیشنهاد میدم …. مثلا برای تیمی مثل اسپانیا که اتفاقا خیلی هم بهشون میاد !!!

    مفت خور الدوله آن همه خرج نمودین پس کوووووووووووووو آن نتیجه ی آبرومند؟؟؟ بازی با بوسنی مگر سخت بود؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟

    کاری هم به این قضیه نداریم که اصلا اسپانیا با بوسنی بازی کرده یا نه چیکار داری!!!!!!!!!!!!!!
    اسپانیا نشد حالا هر تیمی که با بوسنی بازی کرد نیجریه – ارژانتین – چمیدونم فرقی نداره اینها همش مثاله برای اینکه این طرح مطرح بشه و درک بشه!!!

    افرین محمدعلی طرح جالبی بود

  10. سلام آقای مومنی عزییییییییییییییییز چایی شیرین دیگه ندارین؟

    امروز شکر نداشتین یا چاییتون تموم شده بود؟؟؟
    میشه بگید اگه قراره با تغییر و تحولات فصلی چایی شیرین همچنان ادامه داشته باشه کی این اتفاق میفته؟

    از شکرستان هم اگه میشه بگید که کلا حذف شد یا ساعت و روزشا میخواین عوض کنید

    • سلام
      هفته‌ی پیش گفتیم که: ساعت پخش چایی شیرین، نویسنده، تهیه‌کننده، مجری، بخش‌های نمایشی و همه چیز چایی شیرین تغییر کرد.
      در واقع «چایی شیرین» به گروه دیگری سپرده شد.
      هر پنجشنبه ساعت ۱۷ تا ۱۸ می‌تونید بشنوید.
      سپاسگزارم از پیگیری‌ات و از اینکه در طول چهار سال یکی از شنونده‌هایی بودی که مشارکت فعال داشتی و صرفا شنونده نبودی. 🙂

پاسخ دادن به محمدعلی مومنی لغو پاسخ

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *