لیلا حاتمی، داور وسط بود؟!

متن کامل ادای «لیلا حاتمی»، پاره‌ای توضیحات را!

– لیلا حاتمی هستم.
– کن رفته بودید چکار؟
– داور بودم.
– داور وسط؟
– بله وسط نشسته بودم.
– مگه داوری فوتبال هم «نشسته» شدنی است؟
– خیر
– پس شما چرا نشسته بودید؟
– داور فوتبال نبودم. داور جشنواره فیلم بودم.
– مگر کن هم جشنواره فیلم دارد؟

– بله یکی دارد.
– پس چرا ما در جریان نیستیم؟ همسایه‌ها اعتراض نمی‌کنند؟
– جشنواره جهانی است. از همه دنیا می‌آیند. صدا و سیما هم غرفه دارد.
– کن‌ندیده نیستم خانم. با خانواده زیاد می‌روم. سولقان، دربند…
– من آن یکی «کن» را می‌گویم.
– مگر باز هم «کن» داریم؟

– در فرانسه است.
– آهان، خارج! خودشان گفته بودند بروید برای داوری؟
– بله بعنوان نماینده‌ای از سینمای ایران….
– اگر به نمایندگی ایران است، چرا دهنمکی را دعوت نکردند؟ فیلم‌هایش که پرفروش‌تر است.
– من برای چی اینجا هستم؟
– برای خواندن.
– خواندن چه چیزی؟

– مگر شما خواننده نیستید؟
– اینجا نوشته با صدای «لیلا»
– من بازیگرم. آن «لیلا» یک «لیلا»ی دیگر است.
– بالاخره یک وقت‌هایی هم می‌خوانید دیگر.
– خیر
– با خودتان زمزمه هم نمی‌کنید؟
– خیر
– حتی این اسم را هم نمی‌خوانید. تلفش سخت است، من نمی‌توانم.
– ژیل ژاکوب

– ایشان کسی‌شان فوت کرده بود؟
– نه، چطور؟
– پس کسی‌شان هم فوت نکرده بود. در ونزوئلا سمتی دارد؟
– خیر. ایشان فرانسوی است.
– پس حتما هپی بوده؟
– ایشان همیشه شاد است. من برای چه اینجا هستم؟
– چه عرض کنم. ادای پاره‌ای توضیحات.
– چه چیزی را توضیح بدهم؟
– خودتان کمی فکر کنید. اگر موردی هست که ما نمی‌دانیم بگویید.

– چه جور موردی؟
– هر جور موردی.
– موردی نیست.
– شغل پدرتان چی بوده خانم؟
– فیلمساز بوده.
– معروف بوده؟
– بله. علی حاتمی.
– پس چرا من نمی‌شناسم؟

– من باید بروم.
– بفرمایید. کن خودمان هم بروید. آب و هوای خوشی دارد. کن بومی به از کن خارجی است!40cheragh-568

هفته‌نامه «چلچراغ» | ۱۰ خرداد ۱۳۹۳ | شماره ۵۶۸

نقاشی از «بزرگمهر حسین‌پور»

مطالب مرتبط

۲ دیدگاه‌

  1. سعادت گفت:

    وای محمد علی مومنی؟؟؟
    چقدر جالب و بامزه بود چقدر ماهرانه آفرین!
    خوشم آمداااااااااااااا مگه باز هم کن داریم؟؟؟
    جون سعادت این رو کی کمکت کرد نوشتی؟؟؟
    خیلی عالی بود مرسی و آفرین

    دیگه آمدیم بابت برنامه زیبای چای شیرین ازتان بینهایت سپاسگزاری کنیم
    چقدر روزها زود سپری میشه همین چند روز پیش بود از اینکه شبکه فرهنگ و برنامه های طنزش رو کشف کردم ابراز خوشحالی میکردم والان انگار ۴-۵ سال است با این شبکه و با این برنامه ام …. راستش را بخواهید خودم یکمکی شوکه شدم ولی پیش خودم فقط شما رو تحسین میکردم

    اینکه یک برنامه حدود ۴ سال پابرجا باشه یعنی موفقیت دیگه معنی دیگه ای که نداره
    شنونده خیلی خیلی خیل باید تلاش کنه تا بتونه حسی رو که هنگام گوش دادن به رادیو داره رو به تصویر کشیدن که نه لااقل یجوری بیانش کنه …. شاید جان ادمی بالا بیاید اما نتواند حسش را بیان کتد ………………….. این را خیلی دوست دارم باور کنید
    هم گروهی که با پیمان قریب پناه بودند هم دوستانی که با سرورینژاد بودن و هم امیر زنده دلان همشون عالی بودند همشون قابل تحسین و عالی

    ولی نمیدونم چرا اصلا از اینکه برنامه هات دستخوش تغییر و تحول قرار میگیره زیاد احساس خوبی ندارم …. اگر یادتون باشه سال قبل چون سرورینژاد رفت گفتیم چرا؟ سال قبل ترش بخاطر رفتن قریب پناه پرسیدیم چرا؟ امسال زنده دلان بخواد نیاد بد نمیشه؟ البته ما به تزهای شما همیشه اعتقاد داشتیم و داریمها یعنی واقعا تابحال با تغییراتی که ایجاد کردین نه تنها برنامه رو داغون نکردی که اتفاقا خوب هم بوده ولی توروخدا به زنده دلان بگو نره ….. یا اینطوری بگیم که به زنده دلان نگو بره!!!
    برنامت که خوبه چرااااااااااااااا تغییرش میدین؟
    در نهایت هم یه چند بیتی برای چایی شیرین امیدوارم سایه ی چایی شیرین هیچوقت از سر ما کم نشه …. الهی!

    من بی تو باشم ماه باید مرده باشد
    حتی ستاره بهتر است افسرده باشد
    من بی تو باشم پر پر پروانه هارا
    بالاترین زرافه گویا خورده باشد!

    من بی تو باشم آسمان باید نـــــخندد
    یا کم بخندد بیخودی سرخورده باشد
    من بی تو باشم رود باید خشک گردد
    بــــــــــــــــــــاااااید دلش از دیگران آزرده باشد

    فرقی ندارد بی تو گل صد رنگ دارد یا قامتش چون کاغذی تاخورده باشد
    فرقی ندارد ماهیان شاداب هستند یا گربه یکجا هردوتا را برده باشد!
    اصلا نمیفهمم نمیخواهم بفهمم…

    قبلا این شعرو نوشته بودم توی وبلاگ خودم برای فرهنگ ( فکر کنم فرهنگ یعنی همون چایی شیرین) ولی مدتی بود با وبلاگمان رابطه صلح امیز نداشتیم و مدتی که چای شیرین را بخاطر آن آزمون مزخرف ننیوشیدیم از وبلاگ دلبند هم جا ماندیم اما .. امروز این شعر رو میگذاریم صرفا جهت چایی شیرین
    امیدوارم خوشتون بیاد این شعرو اینجا نوشتم http://aramejanemanku.blogfa.com/1392/06

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *