افزایش جمعیت به همت فرهنگستان زبان فارسی

Popa-Matumula-Tanzania

نوشته «بزن، بزن، که داری خوب میزنی»

آنوقت می‌گویند چرا جوان‌ها ازدواج نمی‌کنند؟ چرا تعداد بچه‌هایشان مایه‌ی سرشکستگی است؟ این وضع نوشتن است؟ کجاست فرهنگستان زبان و ادب پارسی؟ وقتی فرهنگستان مثل چوب نشسته و نقش خودش را خوب بازی نمی‌کند، چه ازدواجی؟ چه بچه‌ای؟ چه کشکی؟ آنوقت همه می‌روند یقه‌ی وزارت «بهداشت» را می‌گیرند که آقا جلو این داروخانه‌هایت را بگیر که دارد جلو مردم را می‌گیرد که مردم جلو خودشان را بگیرند!

اگر فرهنگستان زبان فارسی کارش را خوب انجام بدهد، قول می‌دهم ۱۰ سال آینده چنان جمعیتی درست بشود که ندانیم اینها را کجا جا بدهیم. کلاس درس‌شان را چکار کنیم؟ رفت‌وآمدشان را چکار کنیم. خلاصه خودمان هم ندانیم از ذوق‌مان چکار کنیم! آنقدر بچه از در و دیوار ببارد که تعداد استان‌ها بشود بیش از هزار. چون رییس دولت نهم و دولت پس از نهم در راستای ازدیاد جمعیت به مردم چند شهر گفته بود «جمعیت‌تان را زیاد کنید، جمعیت تحویل بدهید، استان تحویل بگیرید.» یعنی شهرتان را ارتقا بدهید تا حد استان.

با ورود فرهنگستان زبان و ادب پارسی جمعیت چنان زیاد بشود که همه‌ی شهرها و روستا‌ها، استان بشوند. چنان که دیگر هیچ شهر و روستایی باقی نماند که بروند زیر مجموعه‌ی استان‌ها. می‌شوند استان سرخود! ما هم همه چیزمان در دنیا نظیر ندارد، «استان سرخود»مان هم اضافه می‌شود. اینجوری همه هر روز در راه سفر استانی هستند و به هر استان که می‌رسند به باعث و بانی استان شدن هر روستا و کوچه پس کوچه فکر می‌کنند.

حالا فرهنگستان زبان پارسی باید چکار کند که همه حس ازدواج پیدا کنند و اقدامات لازم را برای استان شدن شهر و روستا و کوچه پس کوچه‌هایشان، انجام دهند؟

خیلی ساده است. شیوه‌ی نگارش (رسم‌الخط) را باید اصلاح کرد! اگر شیوه‌ی نگارش (رسم‌الخط)  درست بشود، آنوقت روزنامه‌چی‌هایی مثل آقای شهیدی نمی‌نویسند «بزن، بزن، که داری خوب میزنی» بلکه می‌نویسند «به‌زن، به‌زن، که داری خوب می‌زنی

جوری که این آقای روزنامه‌چی نوشته (بزن، بزن، که داری خوب میزنی) اول اینکه ترویج خشونت می‌شود. دوم اینکه نام «زن» محو می‌شود. سوم اینکه فعل ارزشمند «می‌زنی» که به معنای «زن ستاندن» است می‌شود «زدن. له و لورده کردن. خرد و خاکشیر کردن» حالا چه با چماق یا هر چیز دیگر.

حتی در بعضی از نسخه‌ها آمده که آن «به» به معنی «بهترین» هم کاربرد دارد. یعنی «بهترین زن، بهترین زن، که داری خوب زن می‌گیری»
حتی اگر تعدد زوجه را هم تداعی کند، که چه بهتر!

آنوقت ما که می‌گوییم سرهم‌نویسی با فرهنگ ما سازگاری ندارد، یک تعداد از روزنامه‌های زنجیری هر هر می‌خندند و ما را تیتر یک می‌کنند و برای ما استتوس و توئیت درست می‌کنند.
این هنر ریشه‌شناسی است که ما باید به ریشه‌های خودمان اهمیت بدهیم. در حالی که آنها با سرهم‌نویسی ریشه همه چیز را می‌خشکانند.

حالا ما اینها را نوشتیم؛ ولی بالاغیرتا برندارید پرونده‌مان را رو کنید که ما ریسه‌نویسان در سی و چند سالگی حتی یک بچه هم نداریم که فردا زیر تابوت‌مان را بگیرد و برای نعش‌کشی مجبور نباشیم کارگر استخدام کنیم.40cheragh-564

منتشر شده در
هفته‌نامه چلچراغ | ریسه | ۱۳ اردی‌بهشت ۹۳ | شماره ۵۶۴

* کاریکاتور از Popa Matumula – Tanzania
* این متن در ادامه‌ی ۴ متن دیگر از ۴ طنزنویس نوشته شده. آنها را در چلچراغ بخوانید. اینجا جا نداریم!

مطالب مرتبط

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *