جوهر موهای من، ته کشیده است

johare-mooچاپگر (پرینتر) که جوهرش تمام می‌شود، رنگ روی کلمه‌ها می‌پرد. یکی دو صفحه بعد، چاپگر حرفی برای گفتن ندارد. مثل آدمی بی‌زبان. کلمه دارد. اما کلمه‌هاش بی‌صداست. بی‌رنگ.
هر بار یک سرنگ پر از جوهر سیاه به تن کارتریج‌اش می‌زنم. حالش خوب می‌شود. صدای کلمه‌هاش بلند می‌شود.

حالا توی سر من انگار همین اتفاق تکرار شده!
جوهر موهام تمام شده. موهای من یکی یکی رنگ‌شان می‌پرد. آدمی با موی سفید، کلمه دارد. اما نمی دانم حوصله ندارد، جان ندارد، زبان ندارد، نمی‌دانم چه ندارد که یواش یواش کم حرف می‌شود. کلمه‌هاش از دهان می‌افتد. خودش از حرف، از نفس می‌افتد.

کاش می‌شد یکی از این سرنگ‌های جوهر سیاه، به تن خودم بزنم.

مطالب مرتبط

۱ دیدگاه

  1. م گفت:

    واااای…. چه زود….

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *