آلودگی هوا در یونسکو ثبت می‌شود

قهوه‌خانه مکان مهمی است. خیلی از نشست‌های مهم در قهوه‌خانه‌ها برگزار می‌شود. خیلی از تصمیم‌های مهم در قهوه‌خانه‌ها گرفته می‌شوند. در قهوه‌خانه‌ها دل‌ها به هم نزدیک می‌شوند و رسیدن به توافق آسان‌تر می‌شود!
اینها دلایل رییس کمیته‌ی کاهش آلودگی هوا بود، وقتی که یکی از اعضا از او پرسید: جلسه توی قهوه‌خانه؟ اینجا نفس آدم در نمی‌آید. چشم هیچ جا رو نمی‌بیند.
– دقیقا به همین علت قهوه‌خانه انتخاب شد که آلودگی هوا رو بهتر درک کنیم و مشکلات مردم را بهتر لمس کنیم.

مجوز پاک کننده است!
بقیه‌ی اعضاء کمیته هم یکی یکی از راه رسیدند و ماشین‌شان را در نزدیک‌ترین فاصله تا قهوه‌خانه پارک کردند. کوچه تا چند دقیقه بعد پر شد از ماشین!
رییس کمیته گفت: مگه امروز طرح نیست که همه با ماشین اومدین؟
همگی گفتند: مجوز داریم رییس!
رییس به یکی از اعضاء گفت: فکر کردی اومدی اردو؟ چه خبره ماشینو پر کردی از دور و بری‌هات؟
-رییس جان. انصاف نیست با این وضع آلودگی هوا، ما هم تک‌سرنشین رفت و آمد کنیم. این کارمندها بیکار بودن. گفتم هر جا میرم با من بیایین، لااقل تک‌سرنشین نباشم!
* * *

شبیه‌سازی با قلیان
کمیته‌ی کاهش آلودگی هوا ۱۸ عضو دارد یکی از یکی پرکارتر و هماهنگ‌تر.
هر ۱۸ عضو و دور و بری‌هایشان روی یک تخت مستقر شدند و برای شبیه‌سازی هوای شهر قلیان سفارش دادند. چند دقیقه بعد به همت اعضاء کمیته کاهش آلودگی هوا، حال و هوای قهوه‌خانه شد مثل هوای شهر. البته کمی معطر!
رییس جلسه اعلام کرد: حالا درک موقعیت هوای شهر راحت‌تر است. جلسه به‌صورت رسمی آغاز می‌شود.
نماینده‌ی وزیر نیرو پک نفس‌داری به قلیان زد و گفت: کار را باید با قدرت و نیروی هر چه تمام‌تر شروع کرد!
* * *
پیشنهاد ثبت آلودگی هوا در یونسکو!
رییس جلسه: آقایان! خانم! (این کمیته یک عضو خانم بیشتر ندارد!)
عضویت در این کمیته آنقدر جاذبه ایجاد کرده که چند نهاد دیگر هم درخواست کرده‌اند عضو بشوند.
این نشانه‌ی موفقیت ماست. عضو جدید را معرفی می‌کنم. نماینده‌ی سازمان میراث فرهنگی و گردشگری
اعضا، عضو جدید را تشویق کردند و او ایستاد تا سخنرانی کند.
– آقایان! خانم! شهر ما با این وضعیت آلودگی جاذبه‌های زیادی برای جذب گردشگر دارد. ما اسم این نوع از گردشگری را گذاشته‌ایم «گردشگری دودی» و «گردشگری تحقیقاتی». دودی‌ها بهتر می‌دانند که این همه دود چقدر جاذبه ایجاد کرده است.
چند نفر قلیان به لب سر تکان دادند و تایید کردند.
– شهر ما مثل یک آزمایشگاه بزرگ است. فضای مناسبی برای محققان فراهم است که اینجا تحقیق کنند. این همه دود مجانی در اختیار آنهاست.
حاضران نماینده‌ی میراث فرهنگی را تشویق کردند.
– موضوع آلودگی و دود در شهر ما دیگر خیلی قدیمی شده. به همین خاطر ما این ویژگی قدیمی و ماندگار را در فهرست آثار ملی کشور ثبت می‌کنیم.
عزیزان! آلودگی شهر ما یک نشانه‌ی فرهنگی است. ما به یونسکو پیشنهاد کردیم این ویژگی فرهنگی را به نام ما ثبت کنند. باید عجله کنیم! وگرنه کشورهای همسایه این ویژگی فرهنگی را به نام خودشان ثبت می‌کنند. حیفه!
* * *

آیا شهر ما محیط زیست است؟
رییس کمیته از نماینده‌ی سازمان‌ها و نهادهای عضو خواست گزارش بدهند که برای کاهش آلودگی هوا چکار کرده‌اند.
نماینده‌ی سازمان حفاظت از محیط زیست اعلام کرد هیچ مسئولیتی درباره‌ی آلودگی هوا ندارند. او گفت «آیا شهر ما محیط زیست است که به ما مربوط بشود؟!»
او گفت «نگران مهاجرت موجودات زنده‌ی شهر نیستیم. تجربه ثابت کرده در هر شرایط هیچ موجود زنده‌ای از تهران خارج نمی‌شود. موجودات زنده در تهران می‌مانند و از جایشان تکان نمی‌خورند. بلکه برعکس! گزارش‌ها نشان می‌دهند که موج مهاجرت به سمت تهران ادامه دارد که این نشان‌دهنده‌ی موفقیت سازمان حفاظت از محیط زیست است!»
* * *

ارتباط کانون خانواده با دود
تاکسیرانی اعلام کرد: نمی‌تواند شبکه‌اش را گسترش بدهد. چون خودرو بیش از این ندارد.
پرسیدند پس این افزایش تولید که نماینده‌ی خودروسازها گفت چه می‌شود؟
تاکسیرانی اعلام کرد: خودروسازها به کانون خانواده بسیار اهمیت می‌دهند و برای تقویت بنیان خانواده فعلا خودرو برای تاکسیرانی ندارند.
* * *

لااقل نمی‌سوزه
راهنمایی و رانندگی اعلام کرد برای کاهش آلودگی هوای شهر و رفاه حال شهروندان طرح کنترل ترافیک و طرح زوج و فرد را اجرا کردیم. البته برای رفاه حال شهروندان چند میلیون مجوز ورود به طرح به شهروندان فروختیم.
یکی از اعضا گفت: پس این دیگر چه طرح کنترل ترافیکیه؟ این که همون شد!
نماینده راهنمایی و رانندگی گفت: لااقل دلمون نمی‌سوزه!
آن یکی عضو باز هم اعتراض کرد. نماینده راهنمایی و رانندگی گفت: شما چرا کاسه‌ی داغ‌تر از آشی؟ عرض کردم پولشو گرفتیم!
* * *

برچسب می‌زنیم
اعضاء کمیته اعلام کردند: متاسفانه بسیاری از قطعات خودروها برچسب استاندارد ندارند و سبب آلودگی هوا می‌شوند.
نماینده‌ی سازمان استاندارد گفت: برای جبران، تعداد زیادی برچسب استاندارد چاپ می‌کنیم و روی دستگاه‌های فاقد برچسب، نصب می‌کنیم!
* * *

عدالت دودی
نماینده‌ی شهرداری گفت: یادتونه یه زمان چقدر بین پایین شهر و بالای شهر تفاوت بود!
رییس جلسه تذکر داد درباره‌ی آلودگی حرف بزنید.
– اتفاقا دقیقا درباره‌ی آلودگی حرف می‌زنم. یه زمانی آلودگی فقط در مرکز شهر بود. اما حالا پایین شهر، مثل مرکز شهر و بالای شهر متاسفانه آلودگی دارد و ما باید آلودگی را کاهش بدهیم!
رییس جلسه گفت: بالاخره این خوب بود یا بد؟
نماینده‌ی شهرداری گفت: بستگی داره در حوزه‌ی مسئولیت چه نهادی حرف بزنیم!
* * *

هوادار منصوب می‌شود
نماینده‌ی شهرداری گفت: دوستان! آقای شهردار فقط مسئولیت شهر رو به عهده داره. مسئولیت هوا که به عهده‌ی ایشون نیست. ایشون شهرداره، نه هوادار. باید برای شهر یه «هوادار» هم تعیین کنیم.
این مورد توجه سایر نهادها قرار گرفت و گفتند: پس بگو چرا هوا آلوده است!
دستور جلسه‌ی بعدی کمیته‌ی کاهش آلودگی هوا: هوادار شهر کیست؟40cheragh-547

منتشر شده در
«ریسه» در هفته‌نامه‌‌ی «چلچراغ» | ۹ آذر ۹۲ | شماره‌‌ی ۵۴۷

مطالب مرتبط

۱ دیدگاه

  1. لالا لالا گل پونه
    شبای سرد مهتابی
    لالا لالا بخواب دایی
    دلم تنگه نمیخوابی

    با یک لالایی برای عسل بانو بروزم
    و منتظر حضورتون[گل]

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *