نمره‌ی حمام هم خرج دارد!

اگر فکر می‌کنید انبوه‌سازی فقط برای ساختمان‌سازی و خودروسازی است، در اشتباهید.
انبوه‌سازی شامل سایت و وبلاگ، کتاب، جمعیت و حتی استاد هم می‌شود.
تجربه نشان داده انبوه‌سازی همان آب‌بستن است و نمونه‌اش می‌شود اسکانیا، مسکن مهر و استااااااد! (دقیقا با همین کش‌دادن بعضی از بخش‌ها!)

انبوه‌سازی همان آب‌بستن است؛ شتاب هم که گرفته، دیگر چه شود؟ خدا دادند!
مثلا شما می‌توانید در کمتر از ۶ ماه استاد بشوید و به فکر خرج و مخارج زندگی باشید.
همین امروز بروید به کلاس نوازندگی ساز و بعد از ۶ ماه خودتان شروع به آموزش کنید. استاد ـ استادی که به شما الصاق می‌شود.
بنابراین چیزی که به‌وفور پیدا می‌شود “استاد” است. (حتی چند تا از دوستانم به من می‌گویند: “چطوری استاد؟!” و هرهر می‌خندند!)
با این وفور استاد بازار هم خراب شده و تعدادی از استادان انبوه‌سازی شده به روش‌های تعاملی رو برده‌اند.
روش تعاملی یعنی اینکه بین استاد و دانشجو دوستی و رفاقت حاکم باشد و رابطه یک‌طرفه نباشد. هوای هم را داشته باشند و داشته‌هایشان را share کنند.
بالاخره استاد نمره‌ای باید بدهد. توقع زیادی هم از دانشجو ندارد. تعامل است دیگر. خودمانی‌اش می‌شود بده ـ بستان

سوغاتی
ـ استاد، قربونت برم، منو یادت نره!
ـ تو بچه کجایی؟
ـ گرمسار
ـ گرمسار؟ فکر نکنم کاری از دست من بربیاد.
ـ واسه‌ی نفر قبلی که براومد
ـ او بچه‌ی اصفهانه. شهر گز و پولکی و صنایع دستی.
ـ استاد من بچه‌ی گرمسارم. ساکن دامغانم! شهر پسته
ـ اسمت چی بود؟
* * *

صادراتی
ـ الو! استاد اینجا سه مدل پسته داره. درجه سه، درجه دو، درجه یک. مظنه چطوریه؟
ـ درجه سه ۱۷، درجه دو ۱۸، درجه سه ۱۹
ـ استاد پس اون یه نمره چی؟
ـ واسه اینکه بیشتر تلاش کنی!
ـ پسته‌ی فرد اعلا هم داره.
ـ بیست خوبه؟
ـ یه نمونه هم هست که صادراتیه! حیف شد که بالاتر از ۲۰ نداریم!
ـ صادراتی باشه واسه بورسیه خارج از کشور
* * *

مجازی
دانشجوی گرامی!
آیا درست است که در فضای مجازی، دانشجو از استاد پیشی بگیرد؟ در حالی که ما هیچوقت قدمی جلوتر از استاد طی نکردیم. اکنون استاد ۱۰ تا لایک می‌گیرد، دانشجو ۳۰۰۰ لایک
بنابراین برای افزایش قدر و منزلت اساتید و بالا رفتن تعداد لایک، کامنت و شر اساتید مشوق‌های ذیل اعلام و اعمال می‌شود:
هر لایک ۰/۲۵
کامنت ۰/۵
شر ۱ نمره
هر شر با ۲۰۰۰ لایک، ۵ نمره

به نظر شما عکس دسته‌جمعی اساتید چند تا لایک دارد؟!
کمیته اساتید
* * *

بنایی
ـ اوسّا، من وسط اتاق خونه‌ام یه تیغه کشیده‌ام. یه نگاه بنداز، ببین چند تا لایک داره؟
ـ دیوارت انحراف داره، اما لایک نداره!
ـ منظورم اینه که اگه بخوای به تیغه کشیدنم نمره بدی، چند میدی؟
ـ نمره بدم، چی به من می‌رسه؟!
* * *

چشم‌پزشکی
ـ استاد نمره‌ی چشمم چنده؟
ـ هر نمره‌ای بخوای بهت میدم. اما خرج داره!
* * *

حمومی
ـ اوسّا حمومی! یه نمره بده برم دوش بگیرم
ـ پنجاه هزار تومن هزینه‌ی همیاری‌ات میشه.
ـ همیاری واسه چی؟ مگه مدرسه است؟
ـ هر جا نمره میخوای باس سر کیسه رو شل کنی. مدرسه و حموم نداره که داش من!
* * *

سربازی
ـ اوسّا سلمونی این کله‌ی ما رو با نمره‌ی ۲ بتراش.
ـ الان که گشنمه. عجله داری برو چار تا سیخ جیگر بخر، بخوریم، بریم سر کار
ـ شایدم با نمره‌ی ۴ بزنم.
ـ اگه نمره بیشتر میخوای باید بری چلوکبابی. سر کوچه است. با گوجه‌ی اضافه بگیر.چلچراغ 541

منتشر شده در
هفته‌نامه‌ی «چلچراغ» | ۴ آبان ۹۲ | شماره‌ی ۵۴۱

مطالب مرتبط

۱ دیدگاه

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *