با تبانی دلی به دست آور!

چلچراغ ۵۴۰

به فرض که تبانی کردن بد باشد! (که نیست. اسنادش هم موجود است که نیست! اگر بد بود، آمارش اینقدر بالا نبود!) اما هر چیزی که منع بشود، علاقمندی به آن بیشتر می‌شود. به بچه بگویید «دست توی گوش‌ات نکن.» مدام انگشتش را توی آنجا فر می‌دهد!
همین تبانی را از فردا آزاد اعلام کنید و مشوق هم بگذارید. آمار تبانی مثل سرعت اینترنت به سرعت پایین می‌آید.

اصلا ما همیشه با پدیده‌های مدرن و شگفت‌انگیز مشکل داشته‌ایم. با ویدئو مشکل داشتیم و لحاف‌پیچش می‌کردیم. با CD مشکل داشتیم. با تلفن، با موبایل، با قبض موبایل! با ماهواره. با همه‌ی چیزهای خوب! حتی با «تبانی»!
البته تبانی محصول دوره‌ی مدرن نیست. اما با این  که از قدیم‌الایام و از زمان آن خدا بیامرز «آدم» کاربرد داشته، مدرن است. حالا آن وقت‌ها می‌گفتند «گاوبندی»، بعد گفتند «تبانی».

من به این وضعیت شیر تو شیر اعتراض دارم.
خیلی‌ها هنوز که هنوز است از موبایل، ماهواره و ویدئو بدشان می‌آید، اما پذیرفته‌اند.
اما از تبانی خوشمان می‌آید، اما هنوز نپذیرفته‌ایم و تبانی‌کنندگان طفلکی‌وار باید مخفیانه تبانی کنند!

همه‌ی ما هر روز صبح تا شب، حتی شب تا صبح (به علت چند شغله بودن) تبانی می‌کنیم. اما به تبانی در فوتبال، اقتصاد و… گیر می‌دهیم. من از این تریبون اعلام می‌کنم تبانی نه تنها برای بشر مضر نیست، بلکه فواید پرشمار دارد.

۱-سینما
اولین اسکار ما، بی‌شک، محصول تبانی بود!
اگر جواد شمقدری با اسپیلبرگ تبانی نمی‌کرد، اصغر فرهادی که مال این حرف‌ها نبود اسکار بگیرد. سینمای کشور هم جهانی نمی‌شد. این تبانی خدمتی فراموش نشدنی به سینمای کشور و اصغر فرهادی بود. حالا بگویید بد است

۲-اقتصاد
چرا اقتصاد رونق نمی‌گیرد؟ چون هی با تبانی مبارزه‌ی قاطع می‌شود. بله، متوجهم که همین الان هم تبانی می‌شود. خوب همین مقدار رونق اقتصادی هم به‌دلیل همان تبانی‌کننده‌های گمنام است دیگر.
فکر می کنید با این مقررات دست و پاگیر می‌شود وام گرفت؟ می‌شود مزایده و مناقصه برد؟ یگانه راه حل مشکلات اقتصادی همانا تبانی است. حالا هی حسودی کنید که چرا فلانی وام میلیاردی گرفت؟ اگر این پول در خزانه‌ی بانک مرکزی بخوابد، شما راضی می‌شوی؟
عزیزان پول باید بچرخد؛ دست به دست بشود. به فرض که تعداد دست‌ها کم است. از هیچی که بهتر است؛ بخوابد توی خزانه!

۳-ورزش
مردیم از بی‌برنامگی. مردیم از بس هر بازیکن یک لگد کشید زیر توپ. بگذارید چهار تا بزرگتر بنشینند دور هم، تصمیم بگیرند که چه خاکی باید برای ورزش استعمال شود. نه اینکه سرنوشت میلیاردها تومان پول بی‌زبان توی زمین معلوم بشود.
این توازن قوا بین آبی و قرمز بد است؟ همه راضی می‌روند پی کار و زندگی‌شان بد است؟ این اعتدال ورزشی بد است؟
دو تا تیم تبانی کنند که یک تیم از خطر سقوط نجات پیدا کند بد است؟ گلش را یکی از ان تبانی‌کننده‌ها می‌خورد، سوراخ سوراخ می‌شود، صدای چهار تا تیم دیگر در می‌آید.
شما لب دره، در حال سقوط باشی، کمکت کنند، تبانی است؟!

۴-مزایده
به لطف تبانی، یک خدمتگزار، ماسماسکی را ارزان‌تر می‌خرد. اگر آن خدمتگزار بدون تبانی، هی رقم بالاتر بدهد و گرانتر بخرد و مزایده را ببرد، آن مبلغ اضافه را می‌کشد روی خدمتگزاری‌اش. از جیب خودش که نمی‌دهد. از شما تا ریال آخرش را می‌گیرد.
اما دم یک خدمتگزار دیگر را می‌بیند. با تبانی، مبلغ پایین‌تری می‌دهد، کمک حال شما می‌شود. این از خودگذشتگی است. شما بگویید تبانی.

۵-فرهنگ و هنر
تبانی به ارتقاء فرهنگ هم کمک می‌کند. مثلا برای صدور مجوز انتشار کتاب یا فیلم.
دو دسته اثر داریم: آثار مردود، آثار مقبول.
آثار مردود که ول‌معطلند. یا رد می‌شوند یا باید بروند در نوبت که رد بشوند!
نمی‌شود که کشور بدون کتاب و فیلم باشد. آثار مقبول در یک تبانی فرهنگی سریع‌تر چاپ می‌شوند، بد است؟
این تنگ‌نظری است که چون دسته‌ی اول مجوز نمی‌گیرد یا دیر می‌گیرد، دسته دوم هم مجوز نگیرد. اما با یک تبانی چرخ سینما و نشر کشور روغن‌کاری می‌شود. آیندگان این تبانی را خواهند ستود!

۶-رسانه
اگر تبانی نبود و این متن چاپ نمی‌شد، آیا به تاثیرات مثبت تبانی آگاه می‌شدید؟ هرگز.
حالا هی بگویید تبانی، بد است. خوب بگویید. اگر به گفتن‌های شما تبانی بساطش جمع می‌شد، الان صدها سال بود که جمع شده بود.
بنابراین تبانی سازنده است. تا توانی، تبانی کن!

منتشر شده در
هفته‌نامه‌ی «چلچراغ» | ۲۷ مهر ۹۲ | شماره‌ی ۵۴۰

مطالب مرتبط

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *