اینترنت به زبان آدمیزاد

کاربر محترم: این چه وضعیه؟ من الان اومدم computer م رو روشن کردم، mouse رو برداشتم، هی click کردم روی bookmarkهای این site، اون site. دیدم فایده نداره. Load نمیشه.

عصبانی شدم چند بار mouse رو کوبیدم روی Pad mouse. زل زدم به monitor ببینم چی میشه؟ خوب معلومه؛ هیچی نمیشه.
من به عنوان یک surfer اصلا از شما راضی نیستم.

قرار بود با فرندم chat کنم. User Name و password رو زدم. log in کردم. Online نشد. شما link ما رو قطع کردی. منم shut down کردم و زنگ زدم به شما…

آقای اونطورنت: اینا که گفتی به چه زبونی بود؟ سرم نمیشه.
– زبون آدم!

* بی‌ادب یعنی من زبون آدم سرم نمیشه؟ منظورم اینه که مرکز تجزیه و تحلیل مغزم اصلا نمی‌تونه بفهمه چی میگی.

– پس من چگونه گویم این درد را دوا کن؟
*چطوریش رو من نمی‌دونم. اما بالاخره نفهمیدم. به نظرم فارسی صحبت نمی‌کردی.

– حالا من باید چیکار کنم؟ یه pm ساده هم نمیشه فرستاد.
*pm دیگه چیه؟

-pm که Send می‌کنن.
*چه کارهای عجیب و غریبی می‌کنن. سَنَد نیست؟ آخه سِنْد که معنی نمیده.
خواهش می‌کنم از این به بعد با یه مترجم بیا روی خط.
البته نه اینکه اصلا نفهمم‌ چی میگی‌.
معنی «الان» رو فهمیدم. «زنگ»، «تا»، «و»، «عصبانی» و «روشن» رو فهمیدم. ولی این سِند – مِند انگار خارجیه!

– من که فارسی صحبت می‌کنم. گفتم یه pm هم نمیشه فرستاد.
واقعا نمی‌دونی computer چیه؟ mouse و pad mouseچیه؟ Click، email، attach…
* می‌فهمم. اما این اصطلاحات اینترنت هم معادل دارن. یه عده عرق مصرف کردن واسه این معادل‌ها! یعنی عرق ریختن!
-معادل؟

* حالا ایراد نگیر، برابرنهاد!
– اصلا مگه خود «اینترنت» خارجی نیست؟

* اعلام کردن برای «اینترنت» معادل اعلام نمی‌کنیم. اینو راحت باش، بگو اینترنت، حالشو ببر! فقط بی‌رویه مصرف نکن.
البته من اینترنت رو خودم بومی‌سازی کردم و واسه من شد «اونطورنت». منم آقای اونطورنتی‌ام.
-خوب حالا من چیکار کنم؟

* از این به بعد به جای «کامپیوتر» «رایانه» رو روشن کن.
به جای «موس» بگو «موشی»
به جای «پدموس»، «زیرموشی»
توی «مانیتور» هم نگاه نکن.

– چشم‌پزشک هم گفت «هر چند دقیقه یکبار چشماتو ببند که استراحت کنه.» گفت اینقدر زل نزن به «مانیتور».
* به مانیتور نگاه نکن، به «نمایشگر» نگاه کن.

-یعنی زل زدن به «نمایشگر» ایراد نداره؟
*اونو باید یک چشم پزشکی مسلط به زبان فارسی بپرسی.

-بازم داری از اینا؟
* یه خروار دارم. مثلا به جای «کلیک» می‌تونی بگی «تلیک». اینا هم هست:

surfer – وبگرد
pm – پیام های پستی
email – ای‌نامه
send – فرستاده
scanner – پویشگر
memory – حافظه
attachment – پیوست
folder – پوشه
site – پایگاه
save – ذخیره
Copy & paste – نوشت و بچسبان
log in – ثبت ورود
mouse – موشی
mouse pad – زیرموشی
online – برخط
user name – نام کاربَر
password – اسم رمز
shutdown – متوقف کردن

حالا با همین معادل‌ها بگو چیکار داری؟!

– ببین آقای اینترنت…
*اونطورنت!

– آقای اونطورنت این چه وضعیه؟ من الان اومدم «رایانه» رو روشن کردم، «موشی» رو گرفتم دستم…
*موشی؟!

-هی تلیک کردم…
*چیکار کردی؟

-«تلیک» کردم روی «نشانک‌ها»ی این «تارنما» اون تارنما
*چیکار کردی روی چی؟

– دیدم فایده نداره. بارگذاری نمیشه. دروغ نگم عصبانی شدم چند بار «موشی» رو کوبیدم روی «زیرموشی». زل زدم به «نمایشگر» ببینم چی میشه؟ معلومه، هیچی نمیشه.

من به عنوان یک «وبگرد» اصلا از شما راضی نیستم. قرار بود با دوستم «گپ» کنم!
* بابا «فرند» که دیگه محصول خارجی‌ها نیست. بگو دوست. «گپ» هم کردنی نیست، زدنیه!

– «نام کاربری» و «گذرواژه»‌ام رو زدم. «ثبت و ورود» نشد. دیدم «برخط» نمیشه. شما «پیوند» ما رو قطع کردی.

* پیوندتون برخطه؟
– این پیوند، از اون پیوندها نیست.

*میدونم. اصلا دیگه هیچی مثل قدیم نمیشه.
– فکر کنم همونطور که «رایانه» رو «متوقف» کردم، باید این تماس رو هم متوقف کنم. وگرنه…

* اینکه خیلی پیچیده‌تر شد. اگه اول دست و پا شکسته فهمیدم چی میگی، الان دیگه اصلا نفهمیدم. فکر کنم به همون زبون آدمیزاد بگی بهتر باشه!
کاربر محترم! فکر می‌کنم واسه امروز بسه. حالم اصلا خوب نیست. میخوام برم یه شربت آبلیمو بخورم، حالم جا بیاد. بیا اینترنت رو وصل کردم. دو روز زنگ نزن، حالم بهتر شه! الو… الو…
– بوق بوق بوق بوق…

برابرنهادهای فرهنگستان زبان و ادب فارسی در حوزه‌ی فناوری‌های ارتباطی و اینترنت

مطالب مرتبط

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *