از کلید تا ممه‌ای که لولو برد!

خبرنگار روزنامه‌ی نیویورک تایمز این روزها در تهران برای خودش ول می چرخد و از این فضای بانشاط لذت می‌برد.
روز گذشته از نشست انتخاباتی «حسن روحانی» سردرآورد. اما گویا از بعضی چیزها سر در نیاورد!

او در گزارشی که امروز در نیویورک تایمز منتشر کرده، نوشته است: «حسن روحانی، در پاسخ به کسانی که شعار می‌دادند: “زندانی سیاسی آزاد باید گردد” کلیدش را از جیب بیرون آورد و به همه نشان داد.»
او در ادامه نوشته است: فضای انتخابات ایران شاعرانه است. اینجا استعاره‌ها، تشبیه‌ها و نشانه‌ها حکمفرمایی می‌کنند. حرف‌های کاندیداها مثل شعر است. آنها شعر می‌گویند. چند لایه و تو در تو. رویایی و خیال‌انگیز. اینجا شعر عین سیاست است و سیاست عین شعر!

خبرنگار روزنامه نیویورک تایمز با حسن روحانی گفت‌وگو کرده که متن بازگردان آن را در «ماتینه» منتشر می‌کنم.

* خبرنگار: آقای روحانی، زمان ریاست آقای احمدی‌نژاد تمام شده است. شما می‌خواهید چکار کنید؟
حسن روحانی از توی کمد کنار دستش «شوینده» درآورد و شان داد.

* خبرنگار: منتقدان می‌گویند مدیران ناکارآمد سیستم مدیریتی کشور را ضعیف کرده‌اند.
حسن روحانی از کنار میز «جارو دستی» را بالا برد و نشان داد.

* خبرنگار: خوب تکلیف‌شان چه می‌شود؟
حسن روحانی از زیرش «بالش» را درآورد و نشان داد.

* خبرنگار: یعنی چرخ‌های اقتصاد کشور راه می‌افتد؟
حسن روحانی از پایین پایش «روغن‌دان» را بالا آورد و نشان داد.

* خبرنگار: برخی از جوان‌ها ناامید شده‌اند. به قول شما ایرانی‌ها «بادشان خوابیده است»
حسن روحانی از داخل کیفش «تلمبه» درآورد و نشان داد.

* خبرنگار: برای بهبود روابط ایران و بویژه مساله‌ی اتمی چکار می‌کنید؟
حسن روحانی از توی جیبش «موبایل»اش را درآورد و نشان داد.

* خبرنگار: سینماگران می‌گویند، سینمای ایران در این سال‌ها لطمه دیده است.
حسن روحانی از توی آستین‌اش «ماکت یک خانه» درآورد و نشان داد.

* خبرنگار: برای پاگرفتن احزاب، «دولت تدبیر و امید» چه خواهد کرد؟
حسن روحانی از پشت صندلی «آب‌پاش» را درآورد و نشان داد.

* خبرنگار: جامعه‌شناسان از گسست‌های اجتماعی صحبت می‌کنند. از شکاف‌ها.
حسن روحانی از پَرِ عبایش «سوزن و نخ» کشید و نشان داد.

* خبرنگار: اما برویم سراغ بزرگان و نخبگان. گویا این سال‌ها عمده‌ی انرژی و تخصص و توانمندی‌شان صرف مکیدنِ سماق شد. چه باید کرد؟
حسن روحانی از توی عبایش «بادبزن» بیرون آورد و نشان داد.

* خبرنگار: برای رویارویی با صاحبان زر، زور و تزویر چه می‌کنید؟
حسن روحانی از توی جیبش «پنبه» درآورد و نشان داد.

* خبرنگار: اما همیشه آدم‌های بدقلقی هستند که ممکن است از شما خوششان نیاید.
حسن روحانی از داخل کیفش «هندوانه» درآورد و نشان داد.

* خبرنگار: اگر رییس جمهور بشوید و یکهو سن‌تان زیاد بشود و به دوران کهولت برسید و نتوانید رییس جمهور بمانید…
حسن روحانی از داخل کشوی میزش «میخ» بیرون آورد و نشان داد.

* خبرنگار: در کل نگاهتان به آینده‌ چگونه است؟
حسن روحانی از روی میزش «کتاب دعا» را برداشت و نشان داد!

* خبرنگار: شما به «نشانه» علاقه دارید. استعاره، کنایه، تشبیه و ضرب‌المثل هم در بین سیاستمداران ایرانی علاقمند کم ندارد. یکی از آنها آقای احمدی‌نژاد که به ضرب‌المثل خیلی علاقه داشت. مثلا یکبار گفت: آن ممه را لولو برد!
حسن روحانی کمی این طرف و آن طرف را نگاه کرد و چیزی در نیاورد و نشان نداد. او در این گفت‌وگو هر چه که داشت به من «نشان داد» و فقط در همین یک مورد دستش خالی بود!

پاسخ‌های حسن روحانی به خبرنگار نیویورک تایمز در یک نگاه!

مطالب مرتبط

۲ دیدگاه‌

  1. محسن ویلان پور گفت:

    ” فزون تر از عدد قفل ها کلید اینجاست…”
    مثل همیشه خوب.

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *