طنزش آن بود که اسرار هویدا می‌کرد!

در یک جمع دوستانه هر کس آرزویش را می‌گوید. آرزویی دست نیافتنی و عجیب. آنقدر که به‌قول خودمانی مرغ پخته را هم به خنده بیندازد.
حالا اگر شب بخوابند و صبح ببینند هر چه پیش‌بینی خنده‌دار کرده‌اند عملی شده، حتما باید حسابی خنده‌دارتر بشود؛ یا شاید هم نشود و همه شوکه و بهت‌زده شوند و تلفات جانی هم به جا بگذارد!

مثلا یکی آرزو کند از فردا گربه‌اش کارهای بانکی‌اش را انجام بدهد. فردا صبح که از خواب بیدار می‌شود، ببیند گربه‌اش دارد پول‌ها را مرتب می‌کند که ببرد به بانک. شاید برای ما از بیرون خنده‌دار باشد؛ اما اگر صاحبش در جا سنگ‌کوب نکند شانس آورده!

این پیش‌بینی اغراق‌آمیز و خنده‌دارِ آینده یکی از شیوه‌های طنزپردازی است. طنزپرداز یکبار تا ته خط می‌رود و نشان می‌دهد که به‌هم‌ریختگی‌ها و کج و معوج بودن‌ها اگر اینگونه پیش برود، چه «قمر در عقربی» می‌شود!

جواد مجابی می‌گوید «طنزپرداز نمی‌نویسد که بخنداند. می‌نویسد چون خنده‌اش گرفته است» و البته می‌داند این خنده یک سر در گریه دارد.
طنزپرداز به‌عنوان یک تحلیل‌گر عمل می‌کند و ارزیابی‌اش را با شوخ‌طبعی بیان می‌کند که مخاطبان‌اش شوکه نشوند و تشویش اذهان عمومی نشود. در واقع اتهام «تشویش اذهان عمومی» برای طنزنویس از آن لایتچسبک‌هاست!

همه‌ی اینها را گفتم که نمونه‌ای روشن ارائه کنم از پیش‌بینی‌های خنده‌دار طنزآمیزی که برای پیشگیری بود که نشود، اما شد!

کاریکاتوری از «جواد علیزاده» روی جلد مجله‌ی «فکاهیون» در سال ۱۳۶۳
او به شیوه‌ی معمولِ طنزپردازان، شوخ‌طبعانه وضعیت اقتصادی آینده را پیش‌بینی کرده و از قضا درست هم از آب در آمده. شاید بد نباشد «جواد علیزاده» و چند طنزپرداز مدیریت اقتصادی را به‌دست گیرند. به گمانم پیش‌بینی‌ها و تحلیل‌های واقع‌بینانه‌تری ارائه می‌کنند!

این عملی شدن «گفته‌های خنده‌دار» را بگذارید کنار «خنده‌دار بودن حرف‌های جدی». این روزها حرف‌های خنده‌دار زیاد می‌شنویم. حرف‌هایی که قرار نبوده خنده‌دار باشند و صادرکنندگانش فکر می‌کرده‌اند که چه حرف جدی و درست و درمانی زده‌اند. اما «از قضا سرکنگین صفرا نموده» و تبدیل شده به جوک.

در یک نمای کلی ماجرا از این قرار است که آن حرف‌ها و کارها که قرار بوده خیلی جدی باشند، خنده‌دار از کار در آمده و آنها که طنز و برای خنده بوده، لباس واقعیت پوشیده.
از چند ماه قبل طرح چند طنز در ذهن داشته‌ام که اگر این افراد این حرف‌ها را بزنند چقدر عجیب و باورنکردنی و خنده‌دار می‌شود. حالا این روزها می‌شنوم که همان شخص در جایی این حرف را گفته و حتی گفته که اگر خواسته‌ام عملی نشود آن را علنی می‌گویم.

با این اوصاف هر چه پیش می‌رویم طرح‌های طنز من خنثی می‌شوند. چنانکه اگر امروز آن طنزها را بنویسم، چندان عجیب، خنده‌دار و باورکردنی به نظر نمی‌رسند و چه بسا به‌عنوان یک خبر و نقل قولِ داغ در محافل خبری بچرخد.

پس هر چه طرح طنزآمیز دارید سریع‌تر رو کنید که گویا تاریخ مصرف دارند و پیش از شما آدم‌های جدی آن‌ها را ارائه می‌کنند.
این شاید همدستی طنزپردازها و آدم‌های جدی باشد. اما هر یک هدفی دیگر دارند!

بازنشر در «سی‌میل»

مطالب مرتبط

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *