دموکراسیِ انگشتی

چند وقته دموکراسی «انگشتی» شده. یعنی «دموکراسیِ انگشتی» برقرار شده! حالا هر پنج تا انگشت به یه اندازه مهمن و جایگاه دارن. اونجوری نیست که بعضی از انگشت‌ها چند شغله باشن و بعضی از انگشت‌ها بیکار و غمزده. مثل «انگشت وسطیه» که اگه اون وسط نبود و «راه در رو» داشت تا حالا چند بار «فرارِ انگشتی» کرده بود! انگشت «وسط» بود، اما منزوی و حاشیه‌نشین!

اما از وقتی سر و کله‌ی گوشی‌های «تلفن‌های لمسی» و «لپ‌تاپ» و «تبلت» پیدا شده، «انگشت وسطی» هم حسابی رو اومده و فعال شده! از ذوقش مدام به کاره و روی صفحه‌های لمسی اسکی میره!

به همین خاطر انگشت‌های دیگه چشم دیدن وسیله‌های جدید ارتباطی رو ندارن. قبل از این اونا میدون‌دار بودن و هر کاری می‌خواستن، کردن. اونا میگن «اسکی» واسه انگشت‌های مرفه و بی‌درده!
این انگشت‌ها همیشه فکر می‌کردن کارشون از کار انگشت‌های دیگه حساس‌تر و مهم‌تره. اصلا حیاتیه.

مثلا انگشتِ اشاره! انگشتی که اهل آموزش دیدن هم نیست. میگه خودم بلدم کجا فرو برم! چیزی هم جلودارش نیست. راه‌گشاست!
گاهی با سر میره توی جوهر. اینجاست که به تنهایی احساس مشت بودن می‌کنه!

وقتی برای پروژه‌ی مشترک با “شست” جفت میشه، قضایا رو خیلی کش میدن!
نه اینکه کار بدی بکنن. بعضی از انگشت‌های اشاره هم اهل نوشتن‌ هستند. البته «نوشتن» هم به نظر بعضی‌ها، چندان کار خوبی نیست!
اگرم این دو تا توی پروژه‌های مشترک‌شون کار بدی بکنن، بیشتر انگشتِ «شست» مقصره که به‌تنهایی، کلی بدآموزی داره! انگشتی که فقط اهل نمایش دادنه و کار دیگه‌ای ازش برنمیاد!

انگشت کوچیکه برای ظریف کاری خوبه. گاهی هم یه چیزی میندازن گردنش و میگن «این مال تو» اونم حلقه به دوش میشه! مثل همسایه انگشتی‌اش.
انگشت کوچیکه و انگشتِ حلقه یه پرسش فلسفیِ حیثیتی هم دارن. اینکه معمولا «چیزی به این دو وارد میشه یا این دو به چیزی وارد میشن؟!»

اما این انگشت وسطیه این همه سال بی‌استفاده مونده بود. انگشت‌ با این قد و بالا، با اینکه وسط ماجراست، نقشی بهش نمی‌دادن. انگشتای کوچک‌تر، هر کاری که خواستند، کردند و توی هر سوراخی رفتن! انگشت وسطیه صبر کرد. آخه انگشت وسط «میانه‌رو»ست!

دیروز وقتی روی صفحه‌ی تبلت کلمه‌های یه مقاله رو لمس می‌کرد، کمی سوخت. مقاله حرف‌های داغی داشت. مثلا اینکه «فناوری‌های جدید به توزیع قدرت کمک می‌کنن. یه دموکراسی انگشتی دارن. همه‌ی انگشت‌ها باید سهم داشته باشن و بازی‌ کنن!»
انگشت وسطی اونقدر ذوق کرد که سر خورد روی لایک!

حتی شنیده قراره لباس‌های لمسی هم به بازار بیاد. چقدر چیزهای لمسی براش زیاد میشه! فقط باید مواظب باشه که احساسات عمومی رو جریحه‌دار نکنه! باید بهش بگیم هر جایی نرو! با هر دوستی رفت و آمد نکن!

دوره‌ی جدیدی واسه‌ی «انگشت وسطیه» شروع شده. دوره‌ی «دموکراسیِ انگشتی»! دوره‌ای که انگشت و دموکراسی با هم یکی شده‌ان. دیگه معلوم نیست که انگشت دموکراسی شده یا دموکراسی انگشت!

پی‌آمد
این انگشت‌های بامزه و خنده‌دار را اینجا ببینید. واقعا چه می‌کنه انگشت!

مطالب مرتبط

۱ دیدگاه

  1. ۴ خرداد ۱۳۹۲

    […] جابه‌جا کنید» و هی ورق زدم و کلمه‌ها را، روی صفحه، با انگشتِ ‌وسط نشان دادم. آقاجون دستم را گرفت و کشید و گفت: «بابا جان […]

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *