نان رژیمی :Save As

زندگی آپارتمانی هر ایرادی که داشته باشد این خوبی را دارد که آدم با شنود غیرعمد از حال همسایه باخبر می‌شود!
مثلا آقا و خانم همسایه‌ی دیوار به دیوار ما، امروز درباره‌ی اقتصاد سیاسی حرف می‌زدند. آنها اهل سیاست هستند و صبح زود، هنوز چشم‌شان باز نشده، مهم‌ترین تحولات سیاسی را بررسی می‌کنند. البته خیلی علمی به سیاست نگاه می‌کنند. علمی و عاطفی. خانم همسایه امروز وسط بحث سیاسی – اقتصادی گریه می‌کرد. در این شنود غیرعمد شنیدم که خانم همسایه به شوهرش گفت: مرد پاشو برو دنبال یک لقمه نان حلال.
آقای همسایه، به احترام ما که افکار عمومی باشیم، صدایش را بالا برد که بهتر بشنویم، و برای شنود غیرعمد خیلی هم به زحمت نیفتیم. گفت: تا پس فردا از من توقع نداشته باش که بی‌شرمانه بروم به نانوایی و روز روشن نان بخرم.

خانم همسایه چند تا دستمال کاغذی از جعبه‌اش بیرون کشید. صدایش تا اینطرف دیوار آمد. گفت: گفتم برو دنبال یک لقمه نان حلال…
صدای جابجایی جعبه‌ای آمد. به گمانم آقای همسایه جعبه‌ی دستمال کاغذی را از جلو دست همسرش برداشت و گذاشت آنطرف! گفت: حتی بگو نیم لقمه! ضمنا نانوایی‌ها هم نان حلال پخت می‌کنند.
خانم همسایه گفت: این نان با آن نان فرق می‌کند.
آقای همسایه گفت: نان، نان است و هیچ فرقی با هم نمی‌کند. این سه روز را دندان روی جگر بگذار. نان تحریم شده. فرقی هم نمی‌کند چه نوع نانی باشد. گفته‌اند هر نوع نان که می‌شناسید.
خانم همسایه گفت: حتی نان حلال؟
آقای همسایه گفت: حتی نان حلال، حتی نان بازو!

خانم همسایه گفت: نان بازو که خیلی وقت است تحریم شده! پیش از این می‌گفتند «نان‌مان آجر شده.» حالا «نان‌مان تحریم شده؟!»
آقای همسایه گفت: قدیم و جدید ندارد. نان‌مان آجر شد که حالا تحریم شد!
خانم همسایه گفت: این کشورهای بیگانه کار و زندگی ندارند که هی ما را تحریم می‌کنند؟ نان را برای چه تحریم کردند؟ نمی‌دانند که هر چه ما را تحریم‌ کنند، قوی‌تر می‌شویم؟ مثلا درباره‌ی همین نان.
وقتی که تحریم شدیم، قیمت نان واقعی شد. حالا هر کس به اندازه‌ی نیازش نان می‌خرد و دورریز نان کم می‌شود. اصلا باید زودتر تحریم‌مان می‌کردند که اینهمه دورریز نان نداشته باشیم. حتی اگر قیمت نان فراواقعی هم بشود، خوب است. دورریز نان به حداقل می‌رسد. خودم چند روزی است که می‌بینم دیگر کسی نمی‌تواند نان بخرد. همه روی دست نانوایی باد کرده است. وقتی کسی نان نخرد، دور ریز نان به صفر می‌رسد و این یعنی صرفه‌جویی ملی!

آقای همسایه گفت: ربطی به تحریم بیگانه ندارد. عده‌ای، در اقدامی هماهنگ، قدرت خریدشان را از دست داده‌اند و از نان خوردن افتاده‌اند!
خانم همسایه گفت: تحریم، تحریم است. داخلی و خارجی ندارد. تازه شاعر هم می‌گوید: «من از بیگانگان هرگز ننالم/ که هر چه کرد با من آشنا کرد!» همین هم کار بیگانه است.

آقای همسایه گفت: نگران نباش. دیروز کلی نان حلال خریدم برای این سه روز! از صبح تا شب دنبال لقمه‌ای نان حلال بودم! پیدا نمی‌شد. حالا با خیال راحت می‌توانیم سه روز نان نخریم!

در اقدامی هماهنگ، عده‌ای قدرت خریدشان را از دست داده‌اند و از نان خوردن افتاده‌اند! در تصویر بالا نان‌های به جامانده از این اقدام هماهنگ را می‌بینید!

بازنشر در سی‌میل

مطالب مرتبط

۱۰ دیدگاه‌

  1. میلاد قنبری گفت:

    زیبا بود…
    سپاس

  2. پدیده گفت:

    در پی آنم تا لقمه حلال را باز شناسم و این مقموله را هضم کنم که طعم نان حلال چه فرقی با نان غیر حلال دارد!!!
    طبقه پرولتاریا به پایین همیشه برای کسب اینن نان تلاش کرده. اما طبقه بورژوا با نگاهی زرنگ وار استنباط قشروار خودش را داشته.
    حال شما که نان رژیمی میخورید کپلیتان کم می‌شود یا بر کپلیتان افزوده میشه؟؟؟؟
    یادمه زماین که اعلام کردند توی گندم خودکفا شدیم چقدر تو کوس و کرنا برای من اواز سر دادد هر خانواده ایرانی هیچیم گیرش نیاد نان تنها چیزی است که رایگان هم میتونه ازش بهره ببره. البته دیگه سعی میکنم این موضوع یادم نیاد چون عامل حرص خوردنه و لاغری بیش از حد. تا آمدیم روی پای خود بایستیم قلم پایمان شکست. به امید روزی که مچهایمان از کار نیافتد.

  3. آقای مومنی ، دوست خوب و عزیز سلام

    نان رژیمی دل نوشته ی خیلی روان و صادقانه ای است که گویا شما فقط روای آن هستید ، حال آنکه حرف دل هزاران انسان را زده اید ، در این سرزمین که روزی جشن خودکفایی گندم گرفتیم برای حل پاره ای مشکلات نباید با نان مردم بازی کرد و کاری کرد که لقمه ی نان راه گلو بگیرد بجای آنکه قوتی بر جان و بازو گردد ، خانواده هایی هستند که خوش مزه ترین خوردنی و چشیدنی اشان همین قوت لایموت است و نگرانی برای نان یعنی دل بریدن از آینده و آیندگان ، مطلب خوب و روان شما مرا به سر شوق آورد تا کمی هم من ناله کنم ، ما جماعتی بودیم که نانمان را در جبهه های جنگ با یارانمان قسمت کردیم و اکنون شاهد دریغ و گرانی آن هستیم ، نباید همه چیز را به گردن تحریم انداخت ، کمی همت و بزرگی می خواهد روی پای خود ایستادن ، باز هم بیاییم و جشن خود کفایی گندم را بیاد آوریم و برای افزون این برکت با ارزش دست به دعا برداریم.

    مخلص شما حسین ناژفر

    • محمدعلی مومنی گفت:

      سپاس آقای ناژفر
      درست می‌گوئید. وقتی داد طبقه‌ی متوسط در می‌آید، دیگر داد طبقه‌ی فرودست در نمی‌آید! چون دیگر جان ندارد که صدایش در بیاید!

  4. و زن همسایه بلند شد. و زن همسایه کمی راه رفت. و زن همسایه نشست نشست و گفت : من که حرص خودم را نمی خورم. حرص آن بچه های طفل معصومم را می خورم که توی اتاقشان خوابیده اند و هنوز زود است برای اینکه بتفهمند فرق نانمان را آجر کردند با نانمان را تحریم کردند در چیست! برای آن ها باید شکلات صبحانه مالید روی نان و داد دستشان و یکی هم زد پشت ماتحتشان و گفت :” برو بشین سر درست که وقتی بزرگ شدی مایه افتخار کشورت و خانوادت بشی”
    ..
    “حیف که کسی نمی دونه.قله افتخار کجاست….”

  5. درود بر شما خیلی زیبا بود.

  6. shabaviz گفت:

    نمی‌دانند که هر چه ما را تحریم‌ کنند، قوی‌تر می‌شویم؟:دی

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *