بغض حاشیه‌ها

ذهنم مدتی است که درگیر کشف نوع رابطه‌ی محافظان با شخصیت‌های سیاسی شده و این ماهها بیشتر مشغول محافظان کروبی و موسوی. شاید یک کنجکاوی داستانی باشد. نوع رابطه‌ی میان حاکمیت، محافظان و این دو نفر برایم مبهم است؛ چرخه‌ای که محافظان حلقه‌ی میانی آن هستند. خوب طبیعی است که سوال‌ها بی‌پاسخ بماند. اما دیشب با دیدن این تصویر پاسخ بخشی از پرسش‌هایم را گرفتم. نه پاسخ فنی و منطقی. بلکه پاسخ عاطفی. تا چشمم به این عکس افتاد، کلمه‌هایی ذهنم را پر کرد که رضا شکراللهی شبیه آنها را ریخته بود پای عکس.

یک پیوند عجیب نقطه‌ی تمرکز عکس را از میرحسین جدا و پرتاب کرده است کمی آنسوتر. جایی که محافظ همیشه همراهش، همسر خواهرش و پدر شهید «موسوی حبیبی» را در آغوش گرفته است. حاشیه‌های برجسته کننده‌ی متن در ماههای رفته، اینجا توی این عکس بغضشان شکسته است. حاشیه‌هایی که در روزهای سکوت و فریاد و بیانیه و مصاحبه و خشم و هیاهو همراه موسوی بوده‌اند و داستان را مو به مو در حافظه دارند.

محافظی و پدری داغ‌دار در این عکس به هم رسیده‌اند. یکی برای وظیفه‌ای و کاری همراه است و دیگری به حکم پیوند عاطفی و خانوادگی. اما توی این عکس انگار مرزهایشان در هم ادغام شده است تا شاید برای یک نما جای خالی حلقه‌های میانی را پر کنند که جایشان در کنار میرحسین خالی است. حلقه‌های میانی که پیوندشان با او هم از روی عاطفه است و هم برای انجام وظیفه و کار. کسانی مثل علیرضا بهشتی. حالا که آنها میانه‌ی داستان نیستند، دو حلقه‌ی وظیفه و احساس همدیگر را تنگ در آغوش گرفته‌اند.

چند ماه تصویر او را فریم به فریم با یکی از شخصیت‌های اصلی داستان دیده‌ایم. اما نگاهمان به این بوده است تا آن. از کنار تصویرش گذشته‌ایم، بس که پر بوده از جدیت و تا حدودی خشونت. حالا احساس می‌کنم عاطفه‌ی محافظش بعد از چند ماه توی این عکس زده است بیرون؛ تا شک من به یقین بدل شود که رابطه‌‌اش با نخست وزیر پیشین ایران، بیش از هر چیز عاطفی است. محافظ موسوی بخشی از وجود موسوی شده است!

اما پای پرسش‌های دیگری هم در میان است. شاید یک روز باز هم عاطفه و احساس پرده از پاسخ آنها بردارد. اینکه آیا این محافظان مامور دولت نیستند؟ بیشتر گوششان به حرف کجا بدهکار است؟ میرحسین یا دستگاهی که حقوقشان را می‌دهد؟ اگر گوش به هر کدام ندهند چه؟ او چه می‌کند و آن دستگاه چه؟ تضمین آنها برای حفاظت چیست؟ در لحظه‌های حساس اگر کمک بخواهند نیروهای دولتی به کمک آنها خواهند رفت؟ آنها خوب می‌دانند که او با که رابطه داشته است و با که نداشته است. آیا مثلا گزارش‌های این محافظان نمی‌تواند پایان این همه تهمت و مناقشه باشد؟ حرف این ماموران دولت برای دولت مقبول نیست؟ راستی آیا محافظان او هم سبز هستند؟ روز ۲۵، ۲۸ یا ۳۰ خرداد چه در دلشان گذشته است؟ توی دلشان شعار می دادند؟!

شاید این عکس فرصت خوبی باشد تا پاسخ بخشی از پرسش‌هایم را بگیرم. پاسخ‌هایی که، باز هم به قول خوابگرد، جان می‌دهد برای نوشتن یک رمان پر فراز و فرود. اما بیش از همه شاید فرصتی باشد که ما هم پرده از احساس‌مان کنار بزنیم و از کوشش آنها برای حفاظت از میرحسین تشکر کنیم. هر چه نباشد موسوی دلخوشی میلیون‌ها ایرانی است و بخشی از خاطره‌های نسل اول و دوم و حالا سوم انقلاب.

فید ماتینه http://maatine.ir/feed/ | درباره‌ی فید

مطالب مرتبط

۱۸ دیدگاه‌

  1. فعلاً که دارن دور و اطراف این بندگان خدا رو خالی می کنن.
    فکر کنم برادران محترم سپاه یه چند تایی فالگیر استخدام کردن! چند روز پیش درباره ترور قریب الوقوع سران فتنه!!!!!! یه چیزایی گفتن!!!!!!

  2. ز هره گفت:

    موسوی جان ماست و ما محافظ او اما کی محافظ ماااااا؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟

  3. شاگردک گفت:

    نوشته و عکس بی نظیری بود. تا امروز این عکس رو ندیده بودم. خیلی تاثیرگذاره و از اون تاثیرگذازتر نوشته ی شما در توضیح این رابطه ی عجیب. سپاس دوباره از مطلب زیبا.

  4. setaare گفت:

    dame shomaa garm didemoon tagheer kard

  5. فرزام گفت:

    نگاه خیلی خیلی جالبی بود … از کسی گفتی که مدتهاست می بینیمش اما تا حالا اینطوری بهش نگاه نکرده بودیم.

  6. یلدا گفت:

    موسوی جان ماست، نه فقط رییس جمهور ما. مرد بزرگ و فروتن و هنرمند و دوست داشتنی همیشه همراه ما. همه ی ما محافظ اوییم. کسی که جا در دل های میلیون ها انسان دارد، به محافظ تن نیازی ندارد.
    ما همه یاران توییم موسوی
    گوش به فرمان توییم موسوی.

  7. رهگذر گفت:

    فردی که شما تحت عنوان محافظ ازشون اسم بردین از آشنایان نزدیک ما هستند.ایشون زمان نخست وزیری محافظ آقای موسوی بودن ولی طی این دو دهه اینقدر رابطه شون نزدیک شده که رفت و آمد خانوادگی دارند.ضمنا ایشون هر چند همه جا همراه مهندس هستن و به نظر میرسه که ارگان های امنیتی ایشون و مامور کرده ولی محض اطلاعتون باید بگو که فرد مذکور از هیچ نهاد امنیتی و اتنظامه حقوق نمیگیره و صرفا به جهت علاقه شخصی به مهندس بیشتر از بیست ساله که در کنار آقای موسوی هستن.

  8. آمین گفت:

    فهم آدم کلا سخت است. خیلی سخت…

  9. Vital گفت:

    راستش اول که منم این عکسو دیدم نگاه محافظ یه جذبه رو در من ایجاد کرد
    مرکزیت این نگاه در عکس و نگاهی گنگ به هیچ این عکسو ارزشمند کرده
    من با تمام تلاشی که در درک این عکس کردم فقط تونستم تداعی خاطرات رو در این نگاه ببینم
    یک نگاه فرا انسانیه که در هیچ یک از نگاه های اطراف این رو نمی بینیم انگار که به یه درک فلسفی از تمامی این اتفاقات رسیده باشه

  10. حر گفت:

    سلام
    شکار زیبا و متن عاطفی بعد از مدتها خنده دار نوشتن تم خنده آوریست یعنی طنز واقعی همین است
    طنز روزگار
    زنده باشی
    مرد

  11. از آن رمان های بارگاس یوسایی هم می شود . خیلی موضوع عمیقیه شکافتنش.

  12. sorosh گفت:

    moemeni aziz , dost gerami
    ba arezoi hali , khob o khosh barai shoma
    mesl har roz , web shoma ( matineh ) ro motaleeh kardam , bedon eghragh baiad begam , dorod bar shoma , ba in andisheh sarshar az ehsas va atefeh o samimi shoma …
    paiandeh o moafagh bashid

  13. مهدی رحیمی گفت:

    من محافظ مهندس رو دقیقا نمیشناسم ولی می دونم از زمان نخست وزیری با مهندسه چون عکسش در خیلی از عکسهای قدیمی میرحسین دیده میشه.

  1. ۲۷ اردیبهشت ۱۳۸۹

    […] ۱۳ آبان و روز قدس و ماه محرم که در آی طنز هم منتشر شدند. «بغض حاشیه‌ها» و بیانیه‌ای که به پیشنهاد محمود فرجامی در «اعتراض به […]

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *