از تهی سرشار

درباره‌ی نوشته‌ی محمدرضا سرشار خطاب به محمدرضا شجریان

در نمایشگاه کتاب در سال ۸۶ به غرفه‌ای و کتابی برخوردیم که از دور چندان تناسبی با یکدیگر و البته کتاب‌های عرضه شده در آن نداشتند.
ناشری که در آن غرفه محصولاتش را ارائه می‌کرد از جمله ناشرانی است که گمان می‌کنند برای جبران عدم تمایل مخاطب و البته برای فروش بیشتر باید ملغمه‌ا‌ی بسازند ار کتاب‌های نامتناسب و رنگارنگ! کتاب تعبیرخواب، ادعیه‌، آشپزی، عالم ارواح، سفره‌آرایی، نهج‌البلاغه، طالع‌بینی و…
کتابی روی پایه‌ای قرار گرفته بود و بسیار هم به چشم می‌آمد؛ با تصویری از «صادق هدایت» و نام او که درشت و با رنگ قرمز چاپ شده بود. تعجب کردم از نسبت این تعبیر خواب‌ها و آموزش شوهرداری با «صادق هدایت»
با احمد عیسی اوغلی، دوستم، پیش رفتیم. کتاب از نزدیک چیز دیگری بود و از آن شخص دیگری. بالای نام هدایت کوچک و با رنگ سفید نوشته بودند: «راز شهرت» و پایین نامش: بسیار کوچک‌تر از عنوان بالایی نام مولف رنگ مشکی: محمدرضا سرشار

رضا رهگذر مدعی است: اینکه هدایت پیچیده نوشته است، دلیل نمی‌شود که بگوییم او نویسنده‌ی خوبی است. (از متن مصاحبه‌اش به گمانم با روزنامه‌ی اعتماد)

حالا این روزها نوبت محمدرضا شجریان است که استاد محمدرضا سرشار پرده از حقیقت وجودی و هنری او بردارد و با نقدی عالمانه نشان دهد صدای شجریان «…جاذبه و برجستگی خاصی ندارد.» البته تناقض در متن آقای سرشار بسیار است. او خود اعتراف می‌کند: «…به عنوان یک مخاطب دلی موسیقی، که البته در این زمینه بی‌تجربه هم نیست»  چنین سخن می‌گوید و در وبلاگ شخصی‌اش خود را «استاد محمدرضا سرشار» هم خطاب می‌کند!
استاد سرشار در متنی کیچ و البته با اشتباهات نگارشی (سطر ۹، ۲۵ و…) از شجریان پرسیده است که «چرا به حکومت طاغوت اعتراض نکرده است؟»
ایشان گر می‌خواهد وارد حیطه‌ی نقد بشود باید از حافظه‌ی خوبی برخوردار باشد یا به تاریخ مراجعه کند. کیست که نداند آثار ملی شجریان که بارها از رادیو و تلویزوین پخش می‌شود، حاصل همان اعتراضی است که با روح موسیقی و ادبیات ایرانی عجین است؟
دیگر نکته برای نقد آنست که این عرصه قانونمندی‌ و اصطلاحات مخصوص به خود را دارد. اما شما نگاهی به متن ایشان بیندازید. سطرهای ۱۰ تا ۱۱ که صنعت هم دارد!، ۲۴ تا ۲۵ تا آخر! با اینهمه عصبانیت و کلمه‌های موهن، نسیه هم نیست، چه رسد به نقد!

ایشان از رسانه‌ها می‌پرسد: «چرا قضیه به این سادگی را اینقدر بزرگ می‌کنند و در حقیقت احساسات و تعلق خاطر شخصی خود را نسبت به این خواننده، به کل جامعه تسری می‌دهند؟» اما خودشان از زبان مردم می‌گوید: شجریان هرگز نتوانست مقبولیت عام یابد و به چهره‌ای مطرح در این عرصه در سطح جامعه تبدیل شود… برای قاطبه مردم انقلابی متدین ما، صرف هنر برای هنر و آواز برای آواز، ارزشی ندارد. بلکه آنان به هنری ارج می‌گذارند که در جهت بسط و تعمیق ارزشهای متعالی اسلامی – انقلابی در جامعه باشد.»
کاش آقای سرشار به پرسش‌های دیگران هم پاسخ بگوید که خواننده‌های مناسبتی و مورد نظر شما اکنون کجا هستند؟

محمدرضا سرشار(رضا رهگذر) می‌داند که صادق هدایت در عرصه‌ی ادبیات ماندگار ‌است، و شجریان در عرصه‌ی موسیقی. پس آنچه می‌تواند توجه و فروشی برای کتاب او به همراه ‌آورد نام و تصویر صادق هدایت است. پس از پله‌ی هدایت یا شجریان بالا می‌رود و آنها را انکار می‌کند!

می‌خواستم یکی دو روز به آغاز ماه رمضان نه درباره‌ی شجریان بلکه درباره‌ی ربنا و هویت ایرانی این مناجات زیبا بنویسم. این نوشته چیزی غیر از آن است نه برای دفاع از شجریان، بلکه دفاع از هویتی که آقای سرشار بسیار دقیق و علمی آنرا نقد می‌کند!

راستی آقای رهگذر! اگر حافظ در زمان ما می‌زیست و حرف‌های شما را به شعر در نمی‌آورد و همین می‌گفت که در دیوانش موجود است، او را چه خطاب می‌کردید؟!

پنجره | شجریان و ناخودآگاه ایرانی

مطالب مرتبط

بدون دیدگاه

  1. مهدی عسگری گفت:

    بیشترین احساس شرم را وقتی‌ می‌کنم که حس می‌کنم گوش صفا صمیمیت کودکیم را هر چند کم اما به صدای کسی‌ سپرده‌ام که روحش را به تملق به چاپلوسی سپرده است.از این به بعد حواسم را جمع می‌کنم که هر کسی‌ که در صدا یا سیما به او پار و بال دهند حتما و حتما و حتما یکیست مثل همین سرشار که ننگش بر پیشانی آنان است که به او بیش از ملیجکی اعتبار مینهند.

  2. miniatorang گفت:

    سلام و وقت بخیر
    با تشکر از حضور شما

    شاد باشید و سر بلند .

  3. مجيد گفت:

    از سیاسیون ،ادبا و هنرمندان امام و خدا ساختن و هی تمجید کردن و حمد ثنا گفتن و دست بوسی در فرهنگ ما سیمان سختی شده.

    کاری به مسائل اخیر و نقادی و پاچه خواری این استاد، امام سرشار هم ندارم ، اما این امام،شاه یا سلطان شجریان شما کیست که حتی موزیسین ها هم نمیتوان نقدی برکار او ببندند ؟! اینجا هم خط قرمز داریم ؟

    • نه! اما نمی‌شود به نام نقد فحاشی کرد، و به نام حفظ حریم به گفته‌ی شما دیوار سخت سیمانی ایجاد کرد.
      این وضعیت جامعه‌ای که که در دام افراط و تفریط افتاده است. از سویی به سیمان یخت برمی‌خوریم و از سویی دیگر با این پرده‌دری‌ها.
      اصلا قصد سینه‌زدن زیر پرچم شجریان را ندارم. اما به این فکر می‌کنم که وقتی شجریان نادیده گرفته شود، ما چه وضعیتی خواهیم داشت.
      آقای رهگذر سال‌ها قصه‌گویی کرده است. از دهان او نباید این چنین جمله‌هایی شنیده شود.

  4. مجتبي گفت:

    متاسفانه در روزگار ما چیزی که فراموش شده چیزیه به اسم اخلاق
    همه چشم بسته همو متهم میکنن
    من مطمئنم خود این عالیجنابانی که از شجریان ایراد میگیرن توی خلوت خودشون هنوز که هنوزه آهنگای شجریانو گوش میدن

    • خدا کند. جمله‌ی زیبایی شنیدم که: از دوستی با کسی که به موسیقی علاقه ندارد و نمی‌شنود پرهیز کن. او موجود خطرناکی است!

      موسیقی شجریان موسیقی شخص او نیست. محصول ادبیات و موسیقی ماست که روح را جلا می‌دهد. همه ما به زدودن روحمان از زنگار نیاز داریم. خدا کند آنها هم بشنوند.

  5. سلام
    متین بود
    به عنوان یک همشهری رهگذر او را رهگذری می دانم که قرار نیست در ادبیات ما بماند و فقط یک رهگذر است.

  6. قیصاری گفت:

    نمی گذارد بخوابم زر زر پشه ای / که فکر میکند آوازه خوان شب است. سید علی صالحی

  1. 1 شهریور 1388

    […] ربنا | وبلاگ همایون شجریان ناخودآگاه ایرانی | ماتینه از تهی سرشار | ماتینه    ربنا: Play Now | Play in Popup | Download    مثنوی […]

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *