تلفن همراه

موبایلی که سیم ندارد، تلفن نیست!

موبایلی که سیم ندارد، تلفن نیست!

تازه چشم‌مان گرم شده بود که صدای زنگ تلفن ولوله‌ای برپا کرد. پتوها و بالش‌ها به هوا رفت. در لحظه ۱۲ جفت دست در تاریکی کورمال کورمال طی الفرش کردند که تلفن همراه‌شان را پیدا کنند.

دموکراسیِ انگشتی

دموکراسیِ انگشتی

چند وقته دموکراسی «انگشتی» شده. یعنی «دموکراسیِ انگشتی» برقرار شده! «انگشت وسطی» از ذوقش روی صفحه‌های لمسی اسکی میره!

خط و خط بازی؛ روز روشن در ماتینه

خط و خط بازی؛ روز روشن در ماتینه

هی باید خط عوض کرد. خط نوشتاری، خط سیاسی، خط مسافربری، خط موبایل، خط چشم و… حالا نوبت خط عوض کردن «ماتینه» است.
خط خطی شدیم به خدا!

درست بچسبان، بچه!

درست بچسبان، بچه!

در نمایشگاه کتاب با دو غرفه‌ی جالب و کتاب‌های جالب‌ترش روبرو شدم. انتشارات «ذکر» کتاب‌های رمئو و ژولیت، مکبث، اتللو و از این جور چیزا منتشر می‌کند، انتشارات «دریا» کتاب‌های سیره‌ی نبوی در رنگ...

بی‌فایده!

بی‌فایده!

امروز از خواب که بیدار شدم، زنگ زدم به نادر. همیشه می‌گفت: «درود» حالا می‌گوید: سلام علیکم. زنگ زدم به آناهیتا. دختره‌ی لوس هیچوقت «hello» از دهانش نمی‌افتاد. حالا می‌گوید: سلام علیکم و رحمت...