برای خودم

قرارِ آوازیِ چهارشنبه‌های بی‌قرار

قرارِ آوازیِ چهارشنبه‌های بی‌قرار

برای درگذشت استاد «محمود مومنی» | عمویم بود و استاد آوازم و چیزی بیش از این. حالا هر وقت آواز می‌خوانم، تو در خاطر منی. صدای تو لا به لای این همه دستگاه و گوشه، توی گوش من پیچیده. کاش قرار چهارشنبه‌های آوازی ما مثل گذشته بود…

توی صندوقچه نوشته‌های لپ‌تاپی

توی صندوقچه نوشته‌های لپ‌تاپی

هاردها و حافظه‌های مجازی هم یک انباری دارند درست شبیه انباری خانه‌ها، که وقتی می‌ریزی‌شان بیرون کلی خرت و پرت باارزش و بی‌ارزش در آن پیدا می‌شود. امروز به صندوقچه‌ای از انبار زدم که...

سه‌گانه «جیش، بوس،‌ لالا»

سه‌گانه «جیش، بوس،‌ لالا»

سهم بچه همسایه دست راستی ما وقت خواب «بوس» بود. سهم بچه همسایه دست چپی «لالا» بود. «جیش» ماجرا هم می‌افتاد گردن من!

چی صدات کنم تو رو؟!

چی صدات کنم تو رو؟!

هر کسی یه جور منو صدا می‌کنه. اسم یه نشونه است. هر کس با تصویری که از من توی ذهنش داره، به یه اسم صدام می‌کنه.

آقا ببخشید! من پولم کمه

آقا ببخشید! من پولم کمه

می‌خواستم از یک فروشگاه مجازی در اینترنت، آلبوم ‏موسیقی‬ بخرم. قیمتش ۷۰۰۰ تومان بود؛ اما من ۶۸۰۰ تومان بیشتر اعتبار نداشتم.