عشق همیشه در مراجعه است

فقط یک رخداد است که از بازگشتن به آن و تکرار رنج‌هایش استقبال می‌کنم. دوست داشتن و عشق؛ که این بار جور دیگر ببینم و پیش بروم و از فراق پیشگیری کنم.

از هیولاها تا ارواح مطروب چلچراغ

مجله‌ای که از آغاز به‌عنوان «رسانه صداهای خاموش و به حاشیه رفته و به رسمیت ناشناخته»، به میدان آمد، کارخانه هیولاسازی بود، اما به رستوران هیولاخواری یا خانه هیولابازی تبدیل شد.

سرگشته چون گردون شدم

سپیده رییس سادات شاید از اولین خوانندگان زن در ایران باشد که پس از انقلاب اسلامی صدایش، بطور رسمی منتشر شد. با او درباره موسیقی مهاجرت گفت‌وگو کرده‌ام.

از ماست که کار انگلیسی‌‌هاست!

دایی جان، در این رمان ناخودآگاه تاریخی به زبان آمده ماست. تجربه‌ها و مشاهدات تاریخی‌اش او را به مکاشفه‌هایی رسانده که باورپذیر نیست و در ذهنش با ناخودآگاه تاریخی‌اش هم درآمیخته و از آن افسانه‌ای ساخته که هر چند ممکن است الزاما واقعیت نداشته باشد، اما خالی از حقیقت هم نیست.

عشق عذری به بهار

عشق عذری به بهار

اگر به شور و شوق باشد، برای من آن بخش از نوروز جذابیت دارد که هنوز نرسیده. وقتی رسید هر روزش روزی است مثل روزهای دیگر سال. اما وقتی نرسیده،‌ نه! مثل «عشق عذری»...

زنی شبیه فردوسی

فردوسی در حق فرهنگ ایران پدری کرد و سیما بینا در حق موسیقی ایران مادری.
یکی تخم سخن را پراکند و داستان‌های ایران زمین را در شاهنامه‌اش به یادگار گذاشت و دیگری تخم نغمه‌های قومی و محلی سرزمینش را.