غبار از رازی و از ری بگیریم

با همه اهمیتی که ری در تاریخ ایران داشت، هر چه شهری شدن، شدت گرفت و تهران هم بزرگ شد، ری به حاشیه رفت. اما می‌شد هم‌ردیف شهرهایی مثل شیراز، اصفهان، سمرقند و بخارا باشد و نشد.

حتی در سال‌های حاکمیت جمهوری اسلامی، زیارتگاه اسلامی شاه عبدالعظیم، یا به زبان خودمانی «شابدولظیم» هم نتوانست به بازگشت توجه به این سرزمین، حتی در حد دهه‌های آغازین سده کنونی کمک کند. قبله تهرانش خواندند؛ اما کیست که نداند تهران خود نه فقط قبله ری که قبله همه ایران شد!

تهران که گل و گشاد شد و خیلی چیزها را بلعید، ری با همه سابقه درخشان و چهره‌های شناخته شده تاریخی و آثار کهن به جا مانده دیگر مورد توجه قرار نگرفت.

مدتی هم صحبت از استقلال ری از تهران بود. شاید انتخاب بین پول و هویت بود. ری می‌خواست هویت مستقل خودش را پیدا کند. اما شهرداری پایتخت مخالف بود و استدلالش این بود که درآمد تهران که در مناطق شمالی نجومی است می‌تواند در مناطق جنوبی، از جمله در شهر ری، هزینه شود که رونق بیشتری داشته باشد. و همچنان ری را وابسته به جیب خودش نگه داشت. وعده شهرداری اگر هم محقق شده باشد، اما باز هم برای ری اعتبار فرهنگی نیاورد.
ری همچنان منطقه‌ای است در حاشیه تهران که در بعضی از روزهای سال، از خود پایتخت هم آلوده‌تر است و جورکش آن.

حالا که خبر از کشف آرامگاه زکریای رازی، کاشف الکل منتشر شده، شاید بهتر باشد همچون خاکی که از گور این دانشمند سرشناس برداشته می‌شود، غبار از نام ری هم برداشته شود و این شهر مهم تاریخی ایران نفسی تازه کند. برای او آرامگاهی زیبا مثل آرامگاه خیام، حافظ و سعدی ساخته شود و در معرفی‌اش بزرگان را شناسه بیاورند. همان گورستان ابن بابویه که محوطه‌اش را اتو کشیدند که صاف بشود، مدفن پرشمار چهره‌های شناخته شده تاریخی است که می‌توانست و می‌تواند جایی برای یادآوری‌های تاریخی و فرهنگی باشد.
اضافه کنید تپه میل ساسانی و چشمه علی و برج طغرل را.

یکی از دوستان اصالتا تهران می‌گفت می‌گفت که مادرش که ساکن تهران است و اقوامی در شهرری و در شمیرانات دارد، به شابدولظیمی‌ها می‌گوید «وقتی آمدی تهران، خانه ما هم بیا» و به اقوام شمیراناتی‌اش می‌گوید «آمدی شهر، به خانه ما هم بیا»
او همچنان ری را شهری مستقل می‌داند و شمیرانات را یکی از روستاهای تهران.

تقدیم به دوست شابدولظیمی‌ام «احمد عیسی اوغلی»
و قهوه‌خانه‌داران این شهر که نیمرویشان را زیاد خورده‌ایم.

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *