بیداریِ سحرگاهِ آمیخته با خاطره

چند هفته بود که می‌خواستم صبح زود بیدار باشم. چند بار شد. اما دوباره خوابیدم.
امروز شد. زمستان فصل خاطره‌انگیزی است. با همه لخت و عور بودنش، باران و برف و بخاری و کرسی و پالتو و چکمه و سوزی دارد که خاطره‌ها تا مغز استخوان نفوذ می‌کنند.

همین صدای باران بود که بی‌فاصله از تصاویر خواب‌های شبانه، تصویرهایی شبیه همان‌ها را زنده کرد. هم تصویر و هم صدا. صدای آقاجون که برای نماز صبح صدامان می‌زد و خودش می‌رفت در اتاقش، به دعا خواندن مشغول می‌شد. و صدای مامان‌سادات که می‌گفت: بذار بخوابن. صداشون نکن، بره‌ها رو!
حاج غلامحسین با اینکه همیشه دوست داشت اوج بخواند و چهچه‌ بزند و اوج خواندنش مشتاق بسیار داشت، اما صبح‌ها با بم‌ترین صدا می‌خواند و تازه آن موقع معلوم می‌شد که چه بم‌خوانی خوبی هم دارد.

حتی یاد روزهایی افتادم که می‌رفتیم اردو و صبح‌ها، خواب‌آلود وضو می‌گرفتیم و نماز می‌خواندیم و بعد فرصتی بود که با بچه‌ها درازکشیده گپ بزنیم.

اجبارهای مهیب مدرسه‌ای در اردوها کمتر بود. شاید به این خاطر که می‌شد پیچاند و رفت در پشت محل اقامت، نشسته چرت زد. شاید چون می‌شد از روی جوراب مسح پا کشید. هر چه بود نماز خواندن کمی به لذت نزدیک‌تر می‌شد، از نماز خواندن در ظهرهای بی‌حوصلگیِ شیفت بعد از ظهرِ مدرسه. لذتی شبیه به لذت تماشای جانماز مخملینِ سرخ‌رنگِ سوزن‌دوزیِ شده که مامان از مامان پروینش گرفته بود به تشویق نماز خواندن. پروین خانم خودش هم از مامان فاطمه‌اش گرفته بود، که ما به او می‌گفتیم خانوم تهرانی! و هم‌ایشان هم از مادرش.

جانمازی که دیگر یک اثر تاریخی فرهنگی است و اثری از جبر به عبادت ندارد. سال‌هاست که اینجا در خلوت من است و آنقدر دور بوده از آدم‌ها که آرامشش بیشتر شده.

شبیه شده به همان بم‌خوانی آقاجون در سحرگاه‌هایی که ما مهمان‌ او و مامان سادات بودیم. سحرگاه وقت هجوم تصویرهاست. چه در خواب، یا بیداری. باید اینها در خواب می‌بود.

کی آقاجون چشم فرو بست؟ مثل امروز؟
آنی صفحه اینستاگرام را نگاه کردم. مثل همین امروز بود. مثل امروز که بالاخره چشمم به سحرگاهِ در انتظارِ آفتاب، روشن شد.

برایم این سحربیداریِ با خاطره آمیخته، در روز چشم فرو بستن او، شگفت و خوشایند بود. امروز با سه آواز دشتی، به‌آوازِ در اوجِ حاج غلامحسین خوش‌تر هم شد.

پی‌نوشت:
ویدئو را همان سحر شروع به ساختن کردم. شاید مقدمه‌ای باشد بر مستندی که قرار است درباره «غلامحسین مومنی» ساخته شود.

مطالب مرتبط

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *